ترنم سفر

كوهنوردي - گردشگري- سفر

سوسن چلچرغ-مهدی امیری نظری برسری

مهدی امیری نظری برسری , سه شنبه 31 خرداد 1390 ساعت 23:21









  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٥
تگ ها :

بره سر

علف چینی در بره سر خورگام
مهدی امیری نظری برسری , سه شنبه 31 خرداد 1390 ساعت 23:59

در تمامی نقاط دیلم نشین البرز کار جمع آوری علوفه که از کیفیت بالایی برخوردار است و برای تغذیه ی دامها در زمستان ذخیره می شود، انجام می پذیرد. علف ها بعد از چیده شدن خشک و بعد از ان جمع و ریسه می شوند. ابزار چیدن علف را درگز می نامند که غالبا ساخت کشور اتریش است. چند سالی است در زمین هایی که قابل رفت و آمد برای تراکتور می باشد هم برای چیدن و هم برای ریسه(بسته بندی) از ماشین آلات استفاده می گردد.















 
  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٥
تگ ها :

منطقه بره سر - داماش

عکس های کیومرث نظری برسری از بره سر و دامنه های اطراف آن
کیومرث نظری برسری , یکشنبه 24 بهمن 1389 ساعت 22:32

بره سر مرکز بخش خورگام شهرستان رودبار



بره سر و استخر طبیعی ویستان



مناظر دامنه های شهر








شقایق




دشت شقایق و کوه درفک




دره باستانی واتل: در این دره طی کاوش های اخیر آثاری از زندگی انسان از عصر حجر تا دوره صفویه یافت شده است.



قلعه دیلمی مشرف بر دره خورگام و بره سر



چشم انداز مسیر جاده ی بره سر به دهکده تورستی و مشهور داماش



استخر ویستان بره سر: ویستان(Viyastan) در زبان باستانی دیلمی معادل فارسی بیدستان می باشد.




آبشار "شارشار" در شمال شرق شهر که در بالا محله ی بره سر قدیم (قبل از زمین لرزه69) قرار دارد.



زرشک



سنجاقک



حلزون و بابونه








ییلاق و تابستان نشین" استلی سرا"




داماش
علی اکبری لیاولی , جمعه 3 تیر 1390 ساعت 14:41

گشت وگذاری در زیبایی های داماش


 کلمه داماش از دو واژه دا و ماش برگرفته است. (داماش) در لهجه کرمانجی یعنی( به کسی ماش داده) است(دیلمستان: نظر نویسنده). موقعیت جغرافیایی داماش روستای زیبا و ییلاق داماش از توابع بخش عمارلو شهرستان رودبار زیتون با مختصات جغرافیایی (49 درجه و 48 دقیقه طول شرقی) و (36 درجه و 44 ذقیقه عرض شمالی) در 48 کیلومتری جنوب شرقی رودبار واقع است.


این روستا از شمال به روستای صیقلده خورگام و از جنوب به زمینهای مراتع و روستاهای گزنه چاک و قوشه لانه خورگام و هم چنین از شرق به اراضی جنگلی و مراتع و از غرب به جنگل شینه چاک و مراتع لاباربن محدود می شود.


 آب و هوای آن در بهار و تابستان، معتدل و خنک و در فصلهای پاییز و زمستان به سردی می گراید. این روستا در حدود 1800 متر از سطح دریا بلندترو این روستا در قدیم ییلاق مردم جیرنده و امروزه به سکونت گاه دائمی تبدیل گردیده است.


فصل رویش و شکوفایی گل زیبای سوسن چلچراغ در اواخر بهار و اوایل تابستان می باشد. مردم این روستا به گویش دیلمی سخن می گویند و در سر شماری سال 1385 شمسی جمعیت روستا بالغ بر 1000 نفر بوده است. درآمد اکثر مردم روستا از فعالیت های باغداری، دامداری و پرورش طیور تامین و گروهی از مردم در امور خدمات و صنایع دستی فعالیت دارند.


این روستا در یک محل کوهستانی استقرار یافته و فاقد اراضی هموار برای کشت محصولات کشاورزی است. مصارف مردم این روستا محصولاتی از قبیل حبوبات ، سیب زمینی و پیاز و درختانی هم چون فندق و گردو می باشد. پیرامون روستا را ارتفاعات و بیشه زارهای سلسله جبال البرز فراگرفته و چشم اندازهای بسیار زیبایی را پدید آورده است.


هر ساله در فصول بهار و تابستان گردشگران بسیاری از نقاط مختلف ایران به اینجا سفر می کنند و از طرف مردم این روستا پذیرائی میشوند. گل سوسن سفید نخستین بار توسط محققی به نام (لدربوری) کشف شد و در سال 1354 از طرف اداره محیط زیست استان گیلان زیستگاه این گل کمیاب به عنوان اثر ملی ثبت شد.


 



"سوسن جلجراغ"


از دو جاده می توان به سوی روستای زیبای داماش سفر کرد:



جاده داماش از سمت خورگام و بره سر حد فاصل بین چهارمحل به بره سر


1ـ بخش خورگام در 40 کیلومتری شهرستان رودبار واقع است. بزرگراه قزوین به سمت شهر رشت که می گذری ابتدای شهر رستم آباد به سمت بخش خورگام که می روی پیچ و خم های جاده آسفالت و سرسبز، روستای کوهستانی شروع می شود در مسیر جاده از روستاهای انار کول، سندس، دشتویل، چره، دره دشت، چلکاسر، حشمت آباد و روستای چهار محل و آنقدر می روی تا ابرها را پشت سر می گذاری و تابلوی شهر بره سر به چشم می خورد گاهی اوقات آنقدر ابرها به شما نزدیک می شوند که مسیر را گم می کنی . پیش از رسیدن به سرزمین سرسبز خورشید این ابرها هستند که به استقبال شما می آیند، بر فراز جنگل های راش ، بلوط ، توسکا و سبز انبوهی که تمام کوههای این سرزمین را فتح کرده اند. خورگام سرزمینی که همه آبادیهای آن کوهستانی و در بخشی از البرز غربی امتداد یافته است. از شهر بی نظیر و کوهپایه ای بره سر تا داماش 6 کیلومتر جاده خاکی را باید پیمود. اواخر اردیبهشت که می شود در خورگام به سمت داماش می رویم و آنقدر می رویم تا در دل شقایق سرخ و میان سبزی چمن زارها از ما میز بانی شود.



جاده داماش از سمت فاراب و جیرنده در روستای زیبای پاکده


2ـ بزرگراه قزوین به شهر لوشان را که پیش می گیریم در سمت راست جاده آنجا که کوه در دل چشمان شما می نشیند وارد جاده لوشان به جیرنده می شویم جاده ای پیچ در پیچ در دامنه های تقریباً خشک و کم پوشش امتداد می یابد، جاده از روستاهای بیورزین، کرماک، سنگرود، معدن ذغال سنگ و پاکده می گذرد. به شهر جیرنده می رسی و جاده فاقد کمترین علائم راهنمایی جاده ای است و باید از رهگذران و ماشین های عبوری و از محلی ها سراغ داماش و چلچراغ هایش را گرفت، در هر صورت پس از عبور از سر بالایی ها و شیبهای تند شهر جیرنده، سرزمین مه وباران پدیدار میشود.



داماش


این سرزمین جایی است که هر چه به سمت زیبایی هایش میروی به آسمان نزدیک میشوی و مه وابرش به استقبال شما می آیند . پس از گذر از آن شیب تند جاده 10 کیلومتری و خاکی، داماش به سمت شمال و در مسیر مراتع و گونهای بنفش ادامه دارد. با افزایش ارتفاع ، هوا از گرمی به خنکی و در بالاترین نقطه از ارتفاع به سردی می گراید. زمانی که به بالاترین نقطه از کوه رسیدی همانجا که مه و ابر و چمنزارهای سبز با گل های رنگین وجود دارد، باید به سوی پائین یعنی دره سرازیر شد و داماش نخستین روستای سرسبز این منطقه کوهستانی است البته دامنه های جنگلی را فقط در جنوب غربی داماش می توان مشاهده کرد. داماش بر بلندی زمین ایستاده و نزدیک به آسمان تکیه داده و بر کوه زیبای کنگاه آرمیده است و چشم به دامنه های رنگین بیشمار دوخته است. اینجا در واقع سرزمین گل سفید که اهالی به آن لیلیوم می گویند است .


گل سوسن چلچراغ تنها در دو منطقه در جهان، یکی در بخش عمارلو روستای داماش و دیگری در لنکران جمهوری آذربایجان یافت میشود.


در آن فضای سرسبز داماش مغازه های قصابی کوچکی به شکل دکه وجود دارد که گوشت های تازه گوسفندی در آن مغازه ها یافت میشود و میتوان از آنها خریداری کرد و در کنار خانواده، در آن بهشت کباب کرد و لذت برد. داماش چشمه زیبایی دارد که از آن آبی سالم ،گوارا و سبک سرازیر میشود و به آب معدنی داماش معروف است. سرچشمه خیلی خوب محافظت شده و با لوله های آب به منازل روستایی کشیده شده اند.


در تمام دنیا تنها یک محوطه دو هکتاری است که گل سوسن چلچراغ در آن به صورت کلی می روید و سرتاسر این محل فنس کشی و همه گلها شماره گذاری شده است. اینجا در واقع صدای طبیعت را خواهید شنید، گلهای زیبای لیلیوم را خواهید دید و نغمه بلبل و کبک و شانه بسر و سایر پرندگان به گوش می رسد. چشمه های بسیار، باغ های پر از درخت زردآلو در کنار رودخانه جیرنده و کوچ نشینان و صدای زنگ گله هایشان در ییلاق های خورگام و عمارلو همه و همه نشانه ای از زیبایی های خالق یکتاست.

 

 

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٥
تگ ها :

زنده ایم

باسلام

خیلی وقت دیگه ،  نه وقتش و  نه فرصت گشتن دارم  به امید این بهار که ما را دوباره تجدید کن و با افکار تازه به بازی سرنوشت بیندیشیم  .

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠
تگ ها :

غانوردی

پیمایش غار توسط گروه کوهنوردی نوتاش

گرگان - خبرگزاری مهر: دومین غار عمیق کشور به نام "سم" توسط گروه قابوس شهرستان گنبد در کوه خواجه قنبر، روستای دوزین استان گلستان پیمایش شد.

نمونه جمجمه انسان کشف شده در غار سم

نمونه اسکلت نوعی خفاش که چندین برابر جمجمه و اسکلت خفاش معمولی می باشد

خدا قوت به آقای امین شادوند به خاطر نشان دادن طبیعت ایران زمین

 

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸
تگ ها : غار کرو

 

 درد های من
جامه نیستند
تا ز تن درآورم
"
چامه و چکامه " نیستند
تا به " رشته ی سخن " در آورم
نعره نیستند
تا ز " نای جان " برآورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد ، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم ؟

 

" قیصر امین پور "

به دیدن آمده بودم دری گشوده نشد 
          صدای پای تو ز آنسوی در ، شنوده نشد
                         سرت به بازوی من تکیه ای نداد و سرم
                                           دمی به بالش دامان تو غنوده نشد
           لبم به وسوسه ی بوسه دزدی آمده بود
                         ولی جواهری از گنج تو ربوده نشد
                                    نشد که با تو برآرم دمی نفس به نفس
                                                هوای خاطرم امروز مشکسوده نشد
      به من که عاشق تصویرهای باغ و گلم
                          نمای ناب تماشای تو نموده نشد
                                   یکی دو فصل گذشت از درو ، ولی چه کنم
                                             که باز خوشه ی دلتنگیم دروده نشد
             چه چیز تازه در این غربت است ؟ کی ؟ چه زمان
                              غروب جمعه ی من بی تو پوک و پوده نشد ؟
    همین نه دیدنت امروز - روزها طی گشت
            که هر چه خواستم از بوده و نبوده نشد
       غم ندیدن تو شعر تازه ساخت . اگر
  به شوق دیدن تو تازه ای سروده نشد

                                                                                   حسین منزوی

سفری به دره نگار (‌محمد نادعلی نسب)

 

 

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱۱
تگ ها :

ترنم اردیبهشت

سلام.سلام به رقص باران،به صبح،به دشت،به کوهساران،به گل کناران،به جویباران،زیبا نگاران،...

برلب ژاله ترنمی برپا،نازنازان،چشم نوازان،همه جا،سبز جنگل ها و دشتها امروز و چه روزها دیده است بینا. اما چشم بگشا وسلام صلح کوهسار و دشت را استقبال کن.یعنی خوب تماشا کن.باز هم تماشا.

ششم اردیبهشت  تولد یگانه دختر زیبایم

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۸
تگ ها :

 

چند روز پیش به یکی از روستاهای شهرستان نکا در قسمت کوهپایه رفتم
شمال ایران قطعه ای از بهشت است که خدا برای استفاده ی ما آن را به ما بخشیده است.


















در این میان یه چند تایی عکس از گلها هم گرفتم






بد نیست یه کم از عروسی تو روستاهای مازندران رو هم ببینید ! ! !








  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢

سنگ نو بهشهر

تصاویری از دره ی زیبا و دیدنی سنگ نو است به هر حال برای دوستانی که به آنجا نرفته اند  جالب و دیدنی باشد امید وارم که خوشتان بیاید 

 

منطقه دیدنی آبشار سنگ نو
 

این منطقه در جنوب شهر بهشهر، شرقی‌ترین شهرستان استان مازندران قرار دارد.
 

مجموعه دیدنی سنگ نو در اعماق جنگل‌های کوه‌های پیش کوه جهان مورا در البرز شرقی قرار گرفته و شامل چهار آبشار است که بزرگترین آن حدود 12 متر ارتفاع دارد.
 

پوشش گیاهی منطقه به طور عمده درختان بلوط وحشی انجیلی ممرز و انواع سرخس به ویژه گونه سرخس عقابی است.
 

رودخانه در اثر فرسایش بستر رسوبی در طول زمان ایجاد شده و آب آن بسیار گواراست.
 
 
تصاویر از: حنیف رضا گلزار ـ بهشهر

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢
تگ ها : بهشهر

کاشان گوشه ای از تاریخ ایران زمین( به تصویر محمد)

Click to show it on original size!

Click to show it on original size!

Click to show it on original size!

Click to show it on original size!

Click to show it on original size!

Click to show it on original size!

Click to show it on original size!

Click to show it on original size!

Click to show it on original size!

Click to show it on original size!

Click to show it on original size!

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢
تگ ها : کاشان

بمناسبت روز هوای پاک

برگرفته شده از تارنگار گزکن ( مرتضی خرمی عزیز)

آببر به ماسوله

 

 

 

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱

مست و هشیار

محتسب، مستـــــی به ره،دیـــــد و گریبانــش گرفــــــت

مست گفت ای دوست، این پیراهن است، افسار نیست

گفــت: مستـــی، زان سبـب افتـان و خیــــزان مـی روی

گفــت: جـــــــرم راه رفتـــن نیســت، ره همــوار نیســت

گفــت: مـی بـایــــد تــــو را تا خانــه‌ی قاضــــی بــــــرم

گفــت: رو صبــــح آی، قاضـــی نیمه‌شــب بیـدار نیست

گفــت: نزدیـک است والـــی را ســـرای، آنجا شویـــــم

گفــت: والــــی از کجــا در خانـــــه‌ی خمــــار نیســـــت

گفــت: تا داروغــــــه را گوئیـــــــم، در مسجـــد بخــواب

گفــت: مسجـــــد خوابــــگاه مـــــردم بـــدکــار نیســت

گفــت: دینــــاری بــــــده پنهــــان و خـــــود را وارهـــــان

گفــت: کــار شـــــــــرع، کـــار درهــــــــم و دینـار نیست

گفــت: از بهــر غرامــــــــــت، جامــــه‌ات بیــرون کنــــــم

گفــت: پوسیده است، جـــز نقشی ز پــود و تــار نیست

گفــت: آگـــه نیستــــی کـــــز ســـر در افتــادت کـــــلاه

گفــت: در ســـر عقـل بایـــــــد، بی کلاهــی عار نیست

گفــت: مــــی بسیار خـــوردی، زان چنیـن بیخـود شدی

گفــت: ای بیهوده‌گـــــــو، حـــرف کـــم و بسیار نیســت

گفــت: بایـــد حــــد زنــــد هشیـــار مــردم، مســت را

گفــت: هوشیاری بیــار، اینجا کســی هشیار نیست

                                  شعر:خانم پروین اعتصامی                                                          

................................................................................................................................

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۸

ایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــران

فردوسی بزرگ و بی همتای ایران زمین، در ستایش خاک پدری و مادری اش،ایران بزرگ و جاوید،اینگونه می سراید:

سیاوش منم نه از پریزادگان                  از ایرانم از شهر آزادگان

 که ایران بهشت است یا بوستان          همی بوی مشک آید از بوستان

 سپندارمذ پاسبان تو ( ایران ) باد          ز خرداد روشن روان تو باد

 ندانی که ایران نشست من است        جهان سر به زیر دست من است

هنر نزد ایرانیان است و بس                  ندادند شیر ژیان را به کس

 همه یکدلانند و یزدان شناس               به نیکی ندارند از بد هراس

 دریغ است که ایران ویران شود             کنام شیران و پلنگان شود

همه جای جنگی سواران بدی             نشستن گه شهریاران بدی

 چو ایران نباشد تن من مباد                بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

همه روی یکسر به جنگ آوریم             جهان بر بد اندیش تنگ آوریم

 ز بهر بر و بوم و پیوند خویش                زن و کودک وخرد و فرزند خویش

همه سر به تن کشتن دهیم               از آن به که کشور به دشمن دهیم

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٤
تگ ها : فردوسی

پائیز

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٥
تگ ها : پائیز

نیایش

 

 

 

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی


تو را با لهجه گل های نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام روییده با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی
دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم
همین بود آخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
حریم چشم هایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمی دانم چرا رفتی
نمی دانم چرا، شاید خطا کردم
و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی
نمی دانم کجا، تا کی، برای چه
ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید
و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه برمی داشت
تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد
و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت
کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد
و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد
کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد
و من با آن که می دانم تو هرگز نام مرا با عبور خود نخواهی برد
هنوز آشفته چشمان زیبای توام
برگرد
ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از این همه طوفان وهم و پرسش و تردید
کسی از پشت پنجره آرام و زیبا گفت
تو هم در پاسخ این بی وفایی بگو در راه عشق و انتخاب او خطا کردم
من در حالتی مابین اشک و حسرت و تردید
میان انتظاری که بدون و پاسخ و سردست
و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل
میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر
نمی دانم چرا؟ شاید به رسم عادت پروانگی مان باز

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٥
تگ ها : نیایش

← صفحه بعد