ترنم سفر


+  

عبدالعظيم(ع) کيست؟


عبدالعظيم(ع)فرزند عبدالله بن علي، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبي عليه السّلام است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت مي رسد .
پدرش عبدالله نام داشت و مادرش فاطمه دختر عقبه بن قيس .
ولادت با سعادت حضرت عبدالعظيم (ع) در سال 173 هجري قمري در شهر مقدس مدينه واقع شده است و مدت 79 سال عمر با بركت او با دوران امامت چهار امام معصوم يعني امام موسي كاظم (ع) ، امام رضا (ع) ، امام محمدتقي (ع) و امام علي النقي (ع) مقارن بوده ، محضر مبارك امام رضا ، امام محمد تقي و امام هادي را درك كرده و احاديث فراواني از آنان
روايت كرده است .
اين فرزند حضرت پيامبر (ص)، از آنجا كه از نوادگان حضرت امام حسن مجتبي (ع ) است به حسني شهرت يافته است .
حضرت عبدالعظيم الحسني (ع) از دانشمندان شيعه و از راويان حديث ائمه معصومين (ع) و از چهره هاي بارز و محبوب و مورد اعتماد ، نزد اهل بيت عصمت (ع) و پيروان آنان بود و در مسايل دين آگاه و به معارف مذهبي و احكام قرآن ، شناخت و معرفتي وافر داشت .
ستايشهايي كه ائمت معصومين (ع) از وي به عمل آورده اند، نشان دهنده شخصيت علمي و مورد اعتماد اوست؛ حضرت امام هادي (ع) گاهي اشخاصي را سؤال و مشكلي داشتند، راهنمايي مي فرمودند كه از حضرت عبدالعظيم الحسني (ع) بپرسند و او را از دوستان حقيقي خويش مي شمردند و معرفي مي فرمودند .

در آثار علماي شيعه نيز، تعريفها و ستايشهاي عظيمي دربارت او به چشم مي خورد، آنان از او به عنوان عابد، زاهد، پرهيزكار، ثقه، داراي اعتقاد نيك و صفاي باطن و به عنوان محدثي عاليمقام و بزرگ ياد كرده اند؛ در روايات متعددي نيز براي زيارت حضرت عبدالعظيم (ع) ، ثوابي همچون ثواب زيارت حضرت سيدالشهدا، امام حسين (ع) بيان شده است.
زمينه هاي مهاجرت حضرت عبدالعظيم (ع) از مدينه به ري و سكونت در غربت را بايد در اوضاع سياسي و اجتماعي آن عصر جستجو كرد؛ خلفاي عباسي نسبت به خاندان حضرت پيامبر(ص) و شيعيان ائمه (ع) بسيار سختگيري مي كردند، يكي از بدرفتارترين اين خلفاء متوكل بود كه خصومت شديدي با اهل بيت (ع) داشت، و تنها در دورت او چندين بار مزار حضرت امام حسين (ع) را در كربلا تخريب و با خاك يكسان ساختند و از زيارت آن بزرگوار جلوگيري به عمل آوردند.

 

سادات و علويون در زمان او در بدترين وضع به سر مي بردند .حضرت عبدالعظيم (ع) نيز از كينه و دشمني خلفا در امان نبود و بارها تصميم به قتل آن حضرت گرفتند و گزارشهاي دروغ سخن چينان را بهانت اين سختگيري ها قرار مي دادند، درچينن دوران دشوار و سختي بود كه حضرت عبدالعظيم (ع) به خدمت حضرت امام هادي (ع) رسيد و عقايد ديني خود را بر آن حضرت عرضه كرد ، حضرت امام هادي (ع) او را تأييد فرموده و فرمودند: تو از دوستان ما هستي.
ديدار حضرت عبدالعظيم (ع) در سامرا با حضرت امام هادي (ع) به خليفه گزارش داده شد و دستور تعقيب و دستگيري وي صادر گشت، او نيز براي مصون ماندن از خطر، خود را از چشم مأموران پنهان مي كرد و در شهرهاي مختلف به صورت ناشناس رفت و آمد مي كرد و شهر به شهر مي گشت تا به ري رسيد و آنجا را براي سكونت انتخاب كرد. علت اين انتخاب به شرايط ديني و اجتماعي ري در آن دوره بر مي گردد كه وقتي اسلام به شهرهاي مختلف كشور ما وارد گشت و مسلمانان در شهرهاي مختلف ايران به اسلام گرويدند، از همان سالها ري يكي از مراكز مهم سكونت مسلمانان شد و اعتبار و موقعيت خاصي پيدا كرد . زيرا سرزميني حاصلخيز و پرنعمت بود، عمرسعد هم به طمع رياست يافتن بر ري در حادثه جانسوز كربلا، حضرت حسين بن علي (ع) را به شهادت رساند. بالادر ري هم اهل سنت و هم از پيروان اهل بيت (ع) زندگي مي كردند و قسمت جنوبي و جنوب غربي شهر ري بيشتر محل سكونت شيعيان بود .

حضرت عبدالعظيم (ع) به صورت يك مسافر ناشناس ، وارد ري شد و در محلت ساربانان در كوي سكه الموالي به منزل يكي از شيعيان رفت، مدتي به همين صورت گذشت . او در زيرزمين آن خانه به سر مي برد و كمتر خارج مي شد ، روزها را روزه مي گرفت و شبها به عبادت و تهجد مي پرداخت، تعداد كمي از شيعيان او را مي شناختند و ازحضورش در ري خبر داشتند و مخفيانه به زيارتش مي شتافتند، اما مي كوشيدند كه اين خبر فاش نشود و خطري جانِ حضرت را تهديد نكند .
پس از مدتي، افراد بيشتري حضرت عبدالعظيم (ع) را شناختند و خانه اش محلِ رفت و آمد شيعيان شد، نزد او مي آمدند و از علوم و رواياتش بهره مي گرفتند و عطر خاندان عصمت (ع) را از او مي بوئيدند و او را يادگاري از امامان خويش مي دانستند و پروانه وار گردِ شمعِ وجودش طواف مي كردند .

حضرت عبدالعظيم(ع) ميان شيعيان شهرري بسيار ارجمند بود و پاسخگويي به مسايل شرعي و حلِ مشكلات مذهبي آنان را برعهده داشت؛ اين تأكيد ، هم گوياي مقام برجستت حضرت عبدالعظيم (ع) است و هم مي رساند كه وي از طرف حضرت امام هادي (ع) در آن منطقه ، وكالت و نمايندگي داشته است؛ مردم سخن او را سخن امام مي دانستند و در مسايل ديني و دنيوي ، وجود او محور تجمّع شيعيان و تمركز هواداران اهل بيت (ع) بود.
روزهاي پاياني عمر پربركت حضرت عبدالعظيم (ع) با بيماري او همراه بود، آن قامت بلند ايمان و تلاش، به بستر افتاده بود و پيروان اهل بيت در آستانت محروميت از وجود پربركت اين سيد كريم قرارگرفته بودند، اندوه مصيبتهاي پياپي مردم و روزگار تلخ شيعيان در عصر حاكميت عباسيان برايش دردي جانكاه و مضاعف بود؛ در همان روزها يك روياي صادقانه حوادث آينده را ترسيم كرد: يكي از شيعيان پاكدل ري، شبي درخواب حضرت رسول (صلي الله عليه وآله و سلم) را در خواب ديد. حضرت پيامبر اكرم(ص) به او فرمود: فردا يكي از فرزندانم در محلت سكه المولي چشم از جهان فرو مي بندد، شيعيان او را بردوش گرفته به باغ عبدالجبار مي برند و نزديك درخت سيب به خاك مي سپارند.


سحرگاه به باغ رفت تا آن باغ را از صاحبش بخرد و افتخار دفن شدن يكي از فرزندان پيامبر (ص) را نصيب خويش سازد، عبدالجباركه خودنيز خوابي همانند خوابِ او را ديده بود، به رمز و راز غيبي اين دو خواب پي برد و براي اينكه در اين افتخار، بهره اي داشته باشد، محل آن درخت سيب و مجموعه باغ را وقف كرد تا بزرگان و شيعيان در آنجا دفن شوند.

HydroForum ® Group
همان روز حضرت چشم از جهان فروبست. خبر درگذشت اين نوادت رسول اكرم (ص) دهان به دهان گشت و مردم با خبر شدند و جامه هاي سياه پوشيدند و بر در خانت حضرت عبدالعظيم الحسني (ع) گريان و مويه كنان گرد آمدند؛ پيكر مطهّر او را غسل دادند، به نقل برخي مورخان در هنگام غسل، در جيب پيراهن او كاغذي يافتند كه نام و نسب خود را در آن نوشته بود؛ بر پيكر او نماز خواندند، تابوت او را بردوش گرفتند و با جمعيت انبوه عزادار به سوي باغ عبدالجبار تشييع كردند و پيكر مطهرش را در كنار همان درخت سيب كه رسول خدا(ص) به آن شخص اشاره كرده بود، دفن كردند تا پاره اي از عترت مصطفي(ص) در اين باره به امانت بماند و نورافشاني كند و دلباختگان خاندان پيامبر(ص) از مزار اين ولي خدا فيض ببرند.

فضائل حضرت عبدالعظيم از زبان ائمه
ابن قولويه در کامل الزيارات (باب 107 صفحه 324 )از علي ابن حسين ابن موسي بن بابويه و او از محمد ابن يحيي اشعري عطار قمي روايت کرده يکي از اهالي ري گفت بر حضرت ابوالحسن العسکري امام هادي (ع) وارد شدم ان جناب از من پرسيد کجا بودي؟ عرض کردم به زيارت سيد الشهدا رفته بودم آن حضرت فرمود بدان و آگاه باش اگر قبر عبدالعظيم حسني (ع) را که در نزد شماست زيارت کرده بودي مثل آنست که حضرت حسين ابن علي را در کربلا زيارت کرده باشي.

 

 

HydroForum ® Group
 
 
حضرت امامزاده حمزه (ع):
حضرت امامزاده حمزه (ع) از فرزندان حضرت امام موسي بن جعفر(ع) است و مدفن او پيش از حضرت عبدالعظيم (ع)، در همين محل كه آن زمان باغي در بيرون از شهر بوده ، قرارداشته است ، حضرت حمزه (ع) از علما و فقهاي بزرگ شيعه است و در خدمتِ حضرت امام رضا(ع) ، همسفر او در طوس بود، و بعد از حضرت امام رضا (ع) در ريبه دست مأموران مأمون عباسي به شهادت رسيد و در آن باغ دفن شد، حضرت عبدالعظيم (ع) بارها به زيارت او در آن باغ مي رفت و او را به مردم معرفي مي كرد و مي فرمود: اين قبر مردي از فرزندان حضرت امام كاظم(ع) است .
 HydroForum ® Group
حضرت امامزاده طاهر(ع)
حضرت امامزاده طاهر(ع) از نوادگان حضرت امام سجّاد (ع) است و نسبش با هشت واسطه به آن حضرت مي رسد: حضرت امامزاده طاهر(ع) از عالمان و عابدان بوده و قبر مطهرش قرنها ناشناخته بود و هنگام تعمير قبرستان ، بدن مباركشان بعد از قرنهاي متمادي كاملاً سالم و تازه، آشكارشد و هويتشان از روي سنگ قبر مشخص شد ، در دورة قاجار ظل السلطانكه از دو چشم نا بينا بود به آن حضرت متوسل شد و شفا يافت، لذا بقعه و ضريح مطهر مرقد را ساخت و مرمت كرد و امروزه حاجتمنـدان با شفاعت روح پاك اين اولياي الهي، از خداوندكريم حاجت مي گيرند و از حرم نوراني آنان بهرة معنوي مي برند .
 
 
 



 

HydroForum ® Group

 Green Eternity
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/٢٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+  

درياچه گهر
سلسه جبال اشت انکوه در 5 کيلومتری جنوب شهرستان ازنا يکی از عجايب طبيعی ايران و همچنين يکی از ذخاير طبيعی ارزشمند جهان می‌باشد. اين رشته کوه عجيب و منحصر به فرد در حدود 30 سال پيش در رديف محيط زيست جهانی (زيست کره) قرار گرفته است. اين رشته کوه زيبا و منحصر به فرد از 8 کوه و قله بسيار مرتفع در کنار هم تشکيل شده است که به واسطه بلندی بسيار زياد و در رديف هم به مانند کوهانی از شترهای به هم پيوسته می‌باشد لذا به اشتر انکوه معروف گشته است. در تابستان نسيم برفهای اشترانکوه دمای شهرستان ازنا را بسيار خنک می‌کند و مجاورت شهرستان ازنا به اشترانکوه هوای اين شهرستان را در زمستان به طرز عجيبی بسيار سرد کرده و ازنا را جزو سردترين مناطق ايران نموده است. اشترانکوه همه سال پر از برف و يخچال‌های طبيعی آن چند ده هزار سال سن دارند و اما درياچه گهر، اين درياچه زيبا در پای قله سِن بُران و گل گل در ارتفاعات شمال روستای طيان شهرستان ازنا واقع گرديده است. در اثر ذوب شدن برفها در اين دو قله و سرازير شدن رود در محلی به همين نامه (گهر) درِياچه‌ای به زيبايی آسمان و زلالی اشک چشم و به مساحت چند صد هکتار و عمق متوسط 20 متر تشکيل می‌شود. درياچه گهر شامل دو درياچه می‌باشد، گهر پايين وگهر بالا که يکی از يکی زيباتر می‌باشد. در اطراف درياچه گهر درختان بيد روئيده‌اند و زيبايی بسيار زيادی به آن منطقه بخشيده است. منطقه گهر محل بسيار بسيار مناسبی برای تفريح و آسايش می‌باشد. ماهی گيری در گهر آروزی هر توريست و گردشگر می‌باشد. هنگام استراحت در آن مکان موج زدن آب بسيار زلال، نسيم سرد و بوی درختان سنجد و ديدن قله‌های پر برف سن بران و گل گل و دوری از قار قار اگزوزهای موتورسواران ناشی، مطمئناً چند ده سال به سن انسان می‌افزايد. راز زيبايی و بکر بودن طبيعت گهر در اين است که اين منطقه فاقد جاده ماشين رو مي‌باشد و به علت شيب‌های زياد شما به جز کشيدن خودتان به سمت بالا به چيز ديگری فکر نمی‌کنيد چه رسد به اينکه لنگ گوسفند و … با خود بياوريد (اغلب عادت خرم آبادی‌ها اين است که هر کجا که می‌روند بلا استثناء شروع به کباب کردن می‌نمايند) به قول شاعر شنيدن کی بود مانند ديدن و تا مشاهده و سفر به گهر نکنيد باور نمی‌کنيد.

مسيرهای درياچه گهر
شترانکوه همانطور که در وصف آن خوانديد يکی از رشته کوه‌های زاگروس می‌باشد که در استان لرستان واقع است. طول زمينی اشترانکوه 40 کيلومتر و بلندی آن 4200 متر و جهت آن بسيار کم در جهت شمال غربی به جنوب شرقی می‌باشد. تمام ضلع شمالی اشترانکوه و يک دوم آن که در واقع زيباترين مناطق آن را هم شامل می‌شود و به صورت قلل عظيم و پر برف، تونل‌های برفی و سراب‌های فراوان است در شهرستان ازنا قرار گرفته است. پشت اشترانکوه بين دو منطقه دورود و منطقه شول آباد اليگودرز قرار دارد که بيشتر به صورت کوه‌های تپه‌ای مانند بلند هستند. در واقع مسيرهای درياچه گهر به اين صورت می‌باشد.
1) منطقه شهرستان ازنا: از شهر ازنا که عبور می‌نماييم به منطقه حفاظت شده سفيد کوه می‌رسيم و از روستای زيبای دربند عبور نموده تا به روستای طيان و يا بيدستانه می‌رويم انتهای مسير روستای ياد شده در واقع اول مسير دستيابی به گهر می‌باشد. در اين منطقه شيب بسيار زياد می‌باشد و مخصوص کوهنوردان نه چندان حرفه‌ای می‌باشد. در اين مسير به دست نخورده‌ترين مناطق اشترانکوه وارد می‌شويد که مسير با علائمی مشخص شده است تا گردشگران و کوهنوردان گم نشوند. اين مسير با علائمی مشخص شده است تا گردشگران و کوهنوردان گم نشوند. اين مسير به بلندترين قله اشترانکوه به ارتفاع 4200 متر ختم می‌شود که به محض صعود به قله درياچه زير پای شما نمايان می‌شود. از بلندی‌های بسيار زياد اشترانکوه شهرستان ازنا، اراک، شازند، ملاير، بروجرد، دورود، مومن آباد (مامون سابق)، اليگودرز و حوالی اصفهان در صورتی که هوا صاف باشد کاملاً پيداست. در اين مسير از ساکنان روستاهای اطراف که به مسير آگاه هستند می‌توانند با شما همراه شوند. اگر اهل ورزش و کوهنوردی هستيد پس بسم الله.
2) مسير دورود: کوهنوردانی مه تنبل هستند و می‌خواهند راحت‌تر به گهر برسند مسير دورود را انتخاب می‌نمايند. گفتيم که پشت اشترانکوه که بين مناطق دورود و شول آباد تقسيم شده است کوه‌های تپه‌ای مانند و بلند را شامل می‌شود.
شتر کوه و يا اشترانکوه معروف گشته است اين رشته کوه بسيار زيبا در حدود سال 1340 جزء منطقه تحت حفاظت کشور از لحاظ گونه‌های جانوری و گياهی قرار گرفت و در سال 1348 جزء محيط زيست جهانی قرار گرفت و از گونه‌های جانوری آن می‌توان به خرس قهوه‌ای، روباه، کفتار، گراز، گرگ خاکستری، بز کوهی، قوچ کوهی و از پرندگان می‌توان به عقاب، کبک، جغد، اردک، شاهين و ... اشاره نمود که همگی تحت حفاظت محيط زيست می‌باشند در اشترانکوه پسته کوهی به فراوانی يافت می‌شود و پوشش گياهی متنوع آن اعم از گون، ريواس و استپ‌ها در شيب ملايم بعضی نقاط و گل‌های طبيعی و خورو محل مناسبی برای جانوران ساکن در اشترانکوه می‌باشد که در آن زاد و ولد کرده و از آنان تغذيه می‌کنند. اشترانکوه هميشه ميزبان و پذيرای کوهنوردان و گردشگران و زمين شناسانی از اقصی نقاط کشور و خارج از کشور بوده که برای تفريح و ورزش و تحقيقات علمی مراجعه نموده‌اند. يک گروه گردشگر از کشور آلمان که اخيراً به قلل مرتفع اشترانکوه صعود کرده‌اند در بعضی از نقاط اشترانکوه سنگواره‌هايی يافته‌اند که در ميان آنها فسيلهايی از جانوران مانند صدف، ماهی و ... وجود دارد که از لحاظ زمين شناسی حائظ اهميت بسيار است. روستاهای بسياری در کوهپايه اشترانکوه وجود دارند که از زيباترين روستاهای کشور می‌باشند که از آنها می‌توان به دره تخت، سيوله، کمندان و طيان اشاره نمود که ساکنانی مهربان و مهمان‌نواز دارند. روستای دره‌تخت که اخيراً به دهکده گردشگری تبديل شده است يکی از زيباترين روستاهای کشور می‌باشد. خانه‌های ساخته شده از سنگ، کشتزارهای گل صادراتی، کندوهای زنبور عسل و رودهای جاری شده از برف در کنار قله‌های پر برف چشم هر بيننده‌ای را خيره می‌کند و گردشگران را محسور جلوه‌های طبيعی می‌کند که هيچ وقت انسان احساس خستگی نمی‌کند.

نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+  

تنوع زيستی قارچ ها در شمال ستی قارچهای جنگل های شمال
تنو

 

 

 

 

Photo by Hooman , Nov. 2005 , Iran , Kheiroodkenar  

نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+  

آهار

به سختی یه سنگ ، به روانی آب ،به زیبایی سبزی که در میان این دو است. 

شیر‌پلاشیر‌پلا

 

شیر‌پلا

      این هم همین طور مثل دوتای بالاس               

 

 

کوههای شکراب می‌گفتنکوههای شکراب می‌گفتن

                           

نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+  

تلاشی دیگر برای غار شتر












نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+  


 


نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+  

از علم كوه


 



راستش از وقتي برگشتم صحبت كردن از اين قطعه ارزشمند و كمياب روي زمين برايم سخت شده است.يك جورهايي دلم نمي خواهد از اين سفر صحبت كنم.ساعت ها و روزها را سخت به خاطر مي آورم اما ديدني ها،لمس كردني ها ، احساسها و فشرده شدنهاي قلبم را با بر هم گذاشتن چشمهايم مو به مو ميبينم.
گفتن از راه، از ديدن سنگها ، از زمزمه آب زير تخته سنگها از گله هاي گوسفندان و گاوها ، از كوله كشي ، از پسند كوه، از پناهگاه سرچال ،از سياه كمان، ازحركت مه غليظ شيري رنگ ، از نگاههاي سنگين قله ها و تخته سنگهاي زيبا و از ديواره ي پرشكوه علم ....گفتن از همه اينها سخت است.



شب است ، يادم نمي آيد چندمين شب،چادرها بيرون پناهگاه بر پا شده اند،هوا كمي رطوبت دارد و باد خودش را محكم بر چادر مي كوبد.كاپشنم را مي پوشم، از چادر بيرون مي آيم . آسمان قيري رنگ است و ستارها با فاصله هاي دور از هم مي درخشند. مي چرخم رو به سياه كمان.هاله اي از نور از پشت سياه كمان خونمايي ميكند.ردپاي مهتاب است ...و من طلوع مهتاب را از پشت سياه كمان به تماشا مي ايستم . دقايقي بعد مهتاب رو به روي چادر هاي ماست و نورش را بر سر علم كوهيان مي پاشد.



نزديك صبح روز آخر است،شب را در پناهگاه خوابيده ايم.با شنيدن صداي آوازي بلند چشمهايم را باز ميكنم.قلبم فشرده ميشود.سرم را بر ميگردانم و به پنجره هاي پناهگاه نگاهي مي اندازم.هوا هنوز به تاريكي ميزند.مردي با سوز مي خواند : علم كو جان خداحافظ ... خداحافظ ...
كوهنوردان لرستاني هستند كه قبل از طلوع باز ميگردند.



Thomas،Theo و Mathieu سه سنگنورد جوان فرانسوي كه از گرده آلمانها پايين آمده اند از منطقه علم كوه با حيرت و پر از احساس حرف ميزنند.ميگويند تقريبا تمام شهرهاي بزرگ ايران را گشته اند،تهران،زاهدان،كرمان،بم،اصفهان،شيراز،قزوين و ... تنها ناراحتي اشان اين است كه فرصت صعود به سبلان را نداشته اند. فردا بايد به كشورشان باز گردند وTheo ميگويد ايران بسيار بسيار زيبا و به طور باورنكردني متنوع است !



نزديك ظهر روز آخر است.آقا عين اله پشت به آفتاب به نرده هاي جلوي پناهگاه تكيه داده است.بچه ها،پر جنب و جوش در حال جمع كردن بارها هستند.قرار است براي برگشتن بارها را قاطرهاي عين اله پايين ببرند.من كمي گنگ و كرختم.به ديوار پناهگاه و رو به آفتاب تكيه زده ام.تندي آفتاب نميگذارد قله سياه كمان را ببينم.عين اله همانطور كه نشسته دستهايش را از پشت روي نرده ها مي اندازد و به من لبخند ميزند.من يك لحظه فكر ميكنم اين لبخندِ چهره ي پير آفتاب سوخته را مي توان قاب كرد و به ديوار پناهگاه كوبيد.من هم لبخندي ميزنم.از فلاسكش چايي مي ريزد و به من هم تعارفي ميزند و ميپرسد چند سال داري؟ميگويم بيست وشش.ميگويد نه كمتر داري و من مي خندم.ميگويد كوهنوردي اينجا مي آمد كه بار آخر خودم مرده اش را سوار همين قاطر كردم بردم رودبارك.هميشه به من ميگفت:عين اله بايد توي زندگانيت زنت پول باشد.بچه ات پول باشد.دينت پول باشد.ايمانت پول باشد.اما من ميگويم توي زندگانيت اگرايمانت پول نباشد آدم درستي هستي.



نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+  

شاه نشین


 



در ابتدای مسير شاه نشين هستيم.
طبيعت سبز است و نمناك.
آسمان آبی است و هوا گرم.
سالها پيش،
جايی در همين اطراف،
مردی كه هم خون من بود،برای آخرين بار فرياد آزادی از حلقومش برخاست.
شايد، شاه نشين صدايش را هنوز در ياد داشته باشد.سرود آنکه برفت و ...

نازخاتون
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+  

نويسنده: مختار شکری‌پور

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   
 
   

 

 

 

اگر هم‌سفر خورشيد شوی و از فراز کوه شاهو طلوع کنی و ديده‌گانت را بر کوه‌های بلند و دره‌های عميق و تنگ سرزمين آهورايی اورامان بگشايی؛ شهری می‌بينی که در حصار کوه‌ها و جنگل‌های بلوط گم شده است. شهری که خانه‌های سنگی و محکم‌اش پله پله به سمت کوه‌هايی که سکوی تجلی‌اند در اروج‌اند.
«نودشه» شهری در نقطه صفر مرزی ميان ايران و عراق است. از توابع شهرستان پاوه است و ۱۵۰ کيلومتر از کرماشناه فاصله دارد. تاريخ نودشه قدمتی به قدمت آتشکده‌هايی که اکنون خاموش‌اند دارد. اطراف «نودشه» را کوه‌ها، جنگلهای بلوط و زالزالک و ون و انوع درختان ميوه در بر گرفته است. علاوه بر جنگل و درختان ميوه، پوشش‌های گياهی که خوراک دامهای مردمان آنجاست را می‌توان از جلوه‌های ديگر اين طبيعت ديدنی عنوان کرد. درختان ميوه‌اش نيز شامل: گردو، انار، انجير، انگور، توت، گلابي و ... هستد.
طبيعت «نودشه» بسيار منحصر به فرد است بطوريکه چشم‌اندازهای زيبايش چشم هر بيننده‌ای را می‌نوازد و دل هر صاحب ذوقی را به وجد می‌آورند و غلو نيست اگر آن را آلپ ايران بناميم.
نودشه يک پناهگاه طبيعی آرام و بسيار بکری برای آدم‌های به ستوه آمده از دنيای ماشينی و تکنولوژيک و روزمره‌ی اين روزهاست و اگر يک شب تابستانی مهتابی را بر بلندای کوه‌های خنک‌اش بگذرانی روزنی به فضايی بی‌انتها می‌گشايی و غرف در کهکشان‌های بی‌پايان می‌شوی. منطقه «نودشه» به‌واسطه کوهستانی بودن و صعب‌العبور بودن‌اش و همچنين جنگ ۸ ساله‌ی ايران و عراق و درگيريهای داخلی آن سال‌های کردستان همچنان بکر و اصيل مانده است.
جاده‌ای به تازگي از پاوه به نودشه احداث شده است که به سان ماره سياه خفته‌ای در دل کوه‌های بلند، دره‌های تنگ و عميق و چشمه‌های زلال و پر آب‌اش و حتی رود بزرگ «سيروان» هم نمی‌تواند اين آرامش را بر هم بزند.
اين جاده که با دو تونل از دل دو کوه هم گذشته است؛ چشم‌اندازهای طبيعی و انسانی بسيار ديدنی دارد که در آن آدم‌هايی رسته از تعلفات کاذب و اعصاب خورد کن اين روزهای ما خواهيد ديد که در آنجا به زندگی سراسر شور، اميد، عشق، سادگی و ذوق آميخته با رنج‌شان ادامه می‌دهند. مردمانی که آب را می‌فهمند و به گمنامی نمناک علف نزديکند. اگر هم اندوهی از سر کوه سر رسد با سرشت سرسخت و مقاومی که دارند؛ آن را بر خود هموار می‌کنند؛ همانطور که ۸ سال جنگ در ميان آن همه بمب و خمپاره و توپ به سر بردند و در دنيايی آکنده از دلهره و تشويش و ناامنی جنگ که سرشار از وحشت مرگ و. مصيبت بود دوام آوردند و آن همه خراش و زخم را با روح سرسخت و بلندشان التيام دادند؛ هر چند که هيچ چشمی آن همه پايداری را نديد و هنوز که هنوز است غبار جنگ بر دل مردمان نودشه سنگينی می‌کند و کسی نيست که به سبکبال شدن اين مردمان صبور بينديشد.
معماری خانه‌های نودشه که در بافتی محکم از سنگ، گل و چوب است را می‌توان جلوه‌ای از روحيه سرسخت اين مردم عنوان کرد. مردمی که با اصالتی که دارند در مرزهای ميان سنت و مدرنيته همچنان مانده‌اند. اين تلفيق سنت و مدرنيته از طرفی به به‌روز بودن و همگامی اين مردم با دنياي اطرافشان برمی‌گردد و از طرفی به پايبند بودن آنان سنت‌های اصيل‌شان در اعتقادات، نوع زندگي و نوع لباس‌شان و همچنين روحيه‌ی روشنگرانه و باريک‌شان برمی‌گردد. اين مردمان برای خود قصه‌هايی دارند؛ قصه‌هايی واقعی که رنگ افسانه به خود گرفته‌اند و سرشار از رمز و رموز هستند به‌طوريکه شما را تا مدت‌ها درگير و حيران می‌کنند. مردم نودشه کرد اورامی هستند. اورامی زبان بازمانده از اوستايی است و به آسانی می‌توان ريشه‌های اوستايی را در اين زبان يافت.
چهار فصل نودشه بسيار ديدنی است. هواي بهاران‌اش به قول فردوسی بزرگ پرخروش با زمينی پرزجوش است. تابستانهايش خنک با باغهايی پر از ميوه است. پائيزش رنگين‌کمانی از رنگ و زمستان‌اش سرشار از سکوت برف است. برفی که برکوه و جنگل و دره و صخره می‌نشيند و دنيايی سراسر سپيدی پديد می‌آورد.

نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+  

نمایی از باغ های نوسود
 

نمایی از پاوه
 

شکوفه های بهاری در اورامان

 روستای هجیج

نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٩/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک