ترنم سفر


+  

Send   Print


قربانت شوم
الساعه که در ایوان منزل با همشیره‌ی همایونی به شکستن لبه‌ی نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثق‌الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده‌بودم به توصیه‌ی عمه‌ی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده‌اید. فرستادم او را تحت‌الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره‌ی امور مملکت به توصیه‌ی عمه و خاله نمی‌شود.

زیاده جسارت است، تقی

نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ کوروش

Send   Print
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ ديوار


مادر بزرگ صدا می‌زند. ظهر تف زده‌ی تابستان سال 1335 است. محمد می‌دود تا تشت رخت چرک‌ها را ببرد تا لب حوض. باید تا اتاق زیر بهارخواب پایین برود و تشت سنگین را برای شستن تا کنار حوض گرد بالا بیاورد. صدای آب‌تنی محمد‌رضا و جواد در حیاط می‌پیچد.

حالا پنجاه سال می‌گذرد. نه صدای مادربزرگ گوش حیاط را کر می‌کند. نه صدای خنده‌های محمدرضا. آجر‌های دیوار آرام نشسته‌اند. خسته و دلگیر. دیگر کسی نیست تا روی تنشان یادگاری بنویسد. دیوارهای حیاط خسته‌اند. خمیازه می‌کشند و دلشان برای مادربزرگ تنگ ‌است.

نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ نظري در آفاق


احمد شاملو:

نخست

       دیر زمانی در او نگریستم

چندان که چون نظر از وی باز گرفتم

در پیرامونِ من

                  همه چیزی

                              به هیات او در آمده بود

آن گاه دانستم که مرا دیگر

                                 از او

                                     گریزی نیست.

نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ يک دنيا فکر و زيبايی

Nikon D70s 18-70mm F/3.5-4.5 G 38mm 1/640sec - F/13  ISO 200 

Nikon D70s 18-70mm@18mm 1/200s f/7.1 ISO 200 somthing is burning out there
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک