ترنم سفر


+ ايران از نگاه تاريخ و دوربين ببينيم

اي ايران اي مرز پر گوهر





تغيير مكرر مرزهاي جغرافيايي از مشخصه‌هاي بارز تاريخ طولاني ايران است. در طول تاريخ اين سرزمين كهن،
مرز‌هاي سياسي و فرهنگي بارها تغيير شكل داده‌اند، به دفعات پيشروي كرده و يا پس نشسته‌اند و در هر عقب نشيني بخشي از آثار و ميراث ايران را در سرزمين‌هاي دور به يادگار گذاشته‌اند. هترا نيز از جمله همين ميراث ايراني است كه اكنون كيلومترها دورتر از مرزهاي سياسي امروز ايران، داخل خاك عراق واقع شده است.
شهر هترا كه در معماري و فرهنگ آن آميزه‌اي از سه تمدن ايراني، يوناني و رومي به چشم مي‌خورد، مهم‌ترين محوطه باستاني به جا مانده از دوران اشكانيان است. اهميت هترا وقتي آشكارتر مي‌شود كه بدانيم هيچ بنا يا محوطه‌اي با اين درجه از اهميت از دوران اشكانيان در داخل مرزهاي ايران باقي نمانده است.
اين شهر باستاني در مركز استپ‌هاي خشك شمال الجزيره، واقع در منطقه بين رودهاي دجله و فرات، واقع شده است. با توجه به معيارهاي امروز، هترا در 290 كيلومتري شمال غرب بغداد و 105 كيلومتري جنوب غرب موصل قرار گرفته است، اما در دوران باستان اين شهر در فاصله 50 كيلومتري شمال غرب پايتخت آشور باستان واقع شده بود.
هترا از اوايل قرن اول ميلادي قلمرو حكمراني يك سلسله محلي بوده است. موقعيت جغرافيايي اين محل كه در مرز بين امپراتوري اشكاني و روم و در مسير مهم كاروان‌هايي كه از سمت شرق به سوي سوريه، پترا ( در رادن)، بعلبك (در لبنان) و آسياي صغير مي‌رفتند و همچنين اتصال اين شهر به شبكه راه‌هاي روم، سلسله حاكم بر اين شهر و البته خود اين شهر را قدرتمند ساخته و موجب شده بود كه روز به روز بر قدرت اين شهر و حاكمانش افزوده شود.
در نتيجه اين تحولات هترا كه در ابتدا يكي از هجده ايالت امپراتوري اشكاني بود تبديل به قلمرو كوچك و نسبتاً مستقلي مي‌شود كه از شهر هترا و محيط پيرامونش تشكيل شده بوده است. در دوران اشكانيان كه ايران به صورت ملوك الطوايفي اداره مي‌شد، حكمرانان اين شهر شاه خوانده مي‌شدند و در سلسله مراتب پايين‌تر از شاه اشكاني كه شاه شاهان خوانده مي‌شد، جاي مي‌گرفتند.


شواهد باستان‌شناسي و ترجمه متن كتيبه‌هاي موجود در اين شهر نشان مي‌دهند كه هترا در قرن دوم ميلادي رونق گرفته و در همان دوران به ميزان چشمگيري بر وسعت‌اش افزوده شده است. بر اساس همين شواهد، دوران رونق هترا بسيار كوتاه بوده و تنها اندكي بعد با سقوط اين شهر و تصرف آن به دست ساسانيان، هترا براي هميشه خالي از سكنه مانده است.
وجود اين شهر در گزارش‌هاي باستاني مانند گزارش آميانوس مارسلينوس، تاريخ نگار رومي ذكر شده است. اين مورخ كه در سال 363 ميلادي از بقاياي اين شهر ديدن كرده است مي‌نويسد «هترا از مدت‌ها پيش ويران و متروك مانده است. اين شهر داراي ديواري گرد و مدور و ضخيم است و بواسطه برج و باروهايي كه در فواصل معيني بنا شده‌اند استحكام مي‌يافته است و با خندقي عميق و پهن كه شهر را در احاطه دارد محافظت مي‌شده است. محيط شهر متجاوز از سه ميل است و در وسط آن آثار كاخ سلطنتي ديده مي‌شود». ياقوت حموي، جغرافي‌دان مسلمان نيز كه بين سال‌هاي 575 تا 626 هجري قمري مي‌زيسته بقاياي اين شهر را ديده و گزارش‌هاي جالب توجهي درباره آن نوشته است.
خرابه‌ها و بقاياي شهر مذكور توسط جهانگردان اروپايي قرن نوزدهم و مشخصاً ابتدا توسط جي راس در سال 1836 و يا 1837 كشف شد.
اولين بررسي‌هاي دقيق و علمي و ثبت اطلاعات مربوط به اين محوطه باستاني توسط والتر آندريا، بين سال‌هاي 1906 تا 1911 انجام شد. او از اعضاي تيم باستان‌شناسان آلماني بود كه در بقاياي آشور كه در همان حوالي قرار داشت، مشغول حفاري بودند.
نخستين و تنها حفاري‌هاي سازمان دهي شده در اين محوطه از سال 1955 به بعد توسط مقامات دولتي عراق صورت گرفتند كه آن هم بيشتر روي قسمت معبد بزرگ هترا متمركز بود. در حفاري‌هاي بعدي اين محوطه كه بين سال‌هاي 1950 تا 1960 انجام شد باستان‌شناسان موفق شدند قسمت‌هاي زيادي از اين شهر باستاني را از زير خاك بيرون بياورند كه براي مثال مي‌توان به دوازده معبد جديد، مكان‌هاي زيارتي كوچك‌تر، دروازه شمالي شهر و چندين مقبره اشاره كرد.
نام اين شهر آن طور كه در متون كتيبه‌هاي هترايي آمده است در زبان آرامي به صورت «هُتَر» يا «هُآتَرا» است كه به نظر مي‌رسد بيشتر به معناي محيط بسته، حصار و يا پرچين باشد و نشانگر اين مطلب است كه اين شهر در واقع محلي محصور و حفاظت شده بوده است.
علي‌رغم اين كه برخي از محققان معتقدند سكونت و تمدن در اين ناحيه از دوران آشوري‌ها و يا نهايتاً از دوران هخامنشيان آغاز شده است، اما تا كنون هيچ مدركي دال بر وجود شهر هترا پيش از دوران اشكاني به دست نيامده است و چنين ادعاهايي همگي مبتني بر فرضيات هستند.
نام اين شهر براي اولين بار در سال 117 ميلادي در گزارش تراجان، پادشاه روم كه به بين النهرين لشگر كشي كرده بود، ثبت شده است. تراجان كه به قصد گسترش مرزهاي امپراتوري روم به لشگركشي پرداخته بود، تا كرانه‌هاي رود دجله پيش رفت و از كناره آن به سمت جنوب حركت كرد و تمامي سرزمين‌هاي اين ناحيه تا خليج فارس را به تصرف خود در آورد و حتي تا نزديكي تيسفون، پايتخت اشكانيان نيز پيشروي كرد. او هنگام بازگشت به هترا (هتروس) يورش برد اما حمله او بي‌حاصل بود و پس از مدتي محاصره هترا به دليل كمبود آب، هيزم و علوفه شكسته شد. اين همان سرنوشتي بود كه انتظار امپراتور سپتيميوس مي‌كشيد. او نيز هشتاد سال بعد از تراجان، به بهانه حمايت بارسمياس شاه هترا از پسنيوس، رقيب او، در سال‌هاي 193 و 197 دوبار اين شهر را محاصره كرد، ولي كاري از پيش نبرد.



پس از اين دوران و درست تا پايان قرن دوم هترا به اوج رونق و قدرت خود رسيد و تبديل به يكي از زيباترين شهرهاي مشرق زمين شد. اما دوران رونق هترا چندان به طول نيانجاميد و با انقراض خاندان آرساسي‌ها، خاندان حاكم بر هترا، به دست ساسانيان همه چيز در هترا تغيير كرد.
گزارش برخي از تاريخ نگاران رومي نشان مي‌دهد كه در سال‌هاي اوليه حكومت ساسانيان، هترا در مقابله ايران و روم با روميان متحد شد و ارتشيان امپراتور گرديانوس سوم حدود سال 230 ميلادي در اين شهر مستقر شدند. همين مسئله پادشاهان ساساني را به تسخير هترا تحريك كرد.
اردشير اول، شاهنشاه ساساني نيز در اولين تلاش خود در حصر اين شهر در حدود سال 220 ميلادي شكست خورد و به سرنوشت ساير محاصره كنندگان اين شهر دچار شد. اما سرانجام در سال 240 و يا 241 ميلادي اين شهر به دست جانشين اردشير، شاپور اول تسخير شد. شاپور در اولين سال تاج گذاري‌اش به اين پيروزي نايل آمد.
سقوط هترا كه نهايتاً منجر به متروك ماندن ابدي اين شهر شد، بعدها آميخته به افسانه و داستان و در حالي كه هنوز رگه‌هايي از حقيقت را در خود داشت به كرات در داستان‌هاي عربي و فارسي نقل شد كه از آن جمله مي‌توان به كتاب‌هاي تاريخ طبري و تاريخ مسعودي اشاره كرد. در اين ميان داستان «نازميرا» شاهزاده خانم هترايي كه به خاطر عشق‌اش، به شهر هترا خيانت كرد به ادبيات غرب نيز راه پيدا كرد و دست ماية خوبي براي هانس كريستين اندرسن، نويسنده مشهور دانماركي در داستان «شاهزاده خانم و نخود» فراهم آورد.
از بين اشيائي كه تا كنون در اين محوطه كشف شده‌اند مي‌توان به 500 لوح اشاره كرد. اين الواح به خط و زبان آرامي نوشته شده‌اند و بر برخي از آنان تاريخ سلوكي حك شده است. تاريخ‌هاي حك شده سال‌هاي بين 409 (97 و يا 98 ميلادي) تا 549 سلوكي (237-238 ميلادي) را نشان مي‌دهند. بيشتر اين الواح نوشته‌هاي يادبود، نذورات، نوشته‌هاي الواح مقابر و يا لوح يادبود بناي ساختمان‌ها هستند و همگي به زبان آرامي ميانه و گويش محلي شرق بين‌النهرين و با رسم‌الخط آرامي ميانه يعني با استفاده از 22 حرف نوشته شده‌اند. علاوه بر اين متون آرامي نوشته‌هايي به خط و زبان يوناني و لاتين نيز در هترا پيدا شده‌اند كه هنوز مطالعات لازم روي آن‌ها صورت نگرفته است. در كنار اين نوشته‌ها مي‌توان از سكه‌هاي مسي و نقره‌اي بسياري نيز در زمره اشيا مكشوفه در هترا نام برد.
متون به دست آمده از اين شهر شامل اسامي بسياري از قبيل نذر كنندگان، بنيان‌گذاران، حكمرانان و مسئولين رسمي مي‌شود. در كنار نام‌هاي سامي كه عموماً اسامي آرامي و عربي هستند، تعداد زيادي از اسامي ايراني مانند آسپاد، افراهتا، ميترا، مهرداد، ماني و تيرداد نيز قرار دارند كه در واقع نمونه‌اي از بافت جمعيتي اين شهر را به ما نشان مي‌دهند. اكنون مسلم است كه اكثريت ساكنان اين شهر را اقوام سامي يعني آرامي‌ها و اعراب تشكيل مي‌داده‌اند و چنان كه در الواح مكشوفه آمده است حاكم هترا را با لقب «ملك‌الاعراب» كه به معناي شاه اعراب است، مي‌شناخته‌اند. خوشبختانه به لطف همين الواح باستان‌شناسان توانسته‌اند نام بسياري از شاهان هترا را پيدا كرده و ارتباط بين آن‌ها و موقعيت‌شان را در سلسله پادشاهان اين شهر مشخص كنند.



علاوه بر اين باستان‌شناسان از طريق همين الواح موفق شده‌اند كه نام خدايان اين شهر از جمله نام امه (يا شمش) خداي خورشيد را نيز كشف كنند. اين خدا نزد مردم هترا از ارج و منزلت ويژه‌اي برخوردار بوده و خداي نگهبان شهر هترا شمرده مي‌شده است به نحوي كه در بعضي از نوشته‌ها به شهر هترا به صورت «هتراي امه» اشاره شده است. اما در كل مذهب مردم هترا بيشتر به مذهب خواهر خوانده اين شهر در سوريه يعني به مذهب مردم پالميرا شباهت داشت چرا كه در اين جا نيز اديان رايج آميزه‌اي از مذاهب بين‌النهرين باستان، مذاهب ايراني و مذاهب يوناني ـ رومي بودند. درباره برج و باروي هترا مي‌توان گفت كه اين شهر در دو ديوار مدور هم مركز به شعاع 2 كيلومتر و محيط قريب 6 كيلومتر محصور شده بود. هنگامي كه دشمن موفق مي‌شد و از يكي از اين ديوار‌ها عبور مي‌كرد تازه با ديواري جديد و خندقي كه در فاصله بين دو ديوار حفر شده بود مواجه مي‌شد. اين ديوارها كه از خشت‌هاي گلي ساخته شده بودند حدود 10 متر ارتفاع و 3 متر پهنا داشتند و درواقع يك چند ضلعي بزرگ مي‌ساختند كه به شكل دايره به نظر مي‌رسيد.
حصار اين شهر داراي 4 دروازه، 11 بارو، 28 برج بزرگ و 160 برج كوچك بود. در مركز اين شهر بناي مستطيل شكل بسيار بزرگي قرار داشت كه تمنوس خوانده مي‌شد. اين بنا كه در حقيقت مجتمعي از معابد مختلف بود از اطراف در ديوارهاي بلندي محصور شده و فضاي داخلي آن به وسيله ديوارهاي كوچكتر به هفت قسمت با اندازه‌هاي مختلف تقسيم شده بود. اما اين فضاهاي داخلي فضاهاي بسته‌اي نبودند بلكه به صورت ايوان‌هاي مسقفي رو به شرق ساخته شده بودند و تيرهاي استوانه‌اي شكل بلندي سقف آن‌ها را بالا نگه مي‌داشتند. وجود چنين ساختمان‌هايي باعث شد افرادي نظير ارنست هرتزفلد به اين نتيجه برسند كه احتمالاً ساكنان اين شهر در اين اماكن چادر برپا كرده و در اين چادرها به شيوه صحرانشينان عرب زندگي مي‌كردند. او به اين نتيجه رسيده بود كه شيوه ساخت اين ساختمان‌ها با ورود اشكانيان به اين ناحيه به سرعت در اين منطقه رواج يافته بود و ساكنان محلي اين نقطه هنوز خود را با زندگي در اين ساختمان‌ها وفق نداده بودند.
زيارتگاه اصلي هترا كه در مركز اين بناي معروف به تمنوس قرار گرفته به معبد بزرگ و يا ايوان بزرگ مشهور است. معبد امه (يا همان شمش) خداي خورشيد نيز درست در كنار آن قرار دارد. در اين محل و در ناحيه مركزي هترا علاوه بر اين دو معبد كه به خدايان هترايي تعلق داشتند معبدي هلنيستي (يوناني) با مجسمه‌هاي خدايان رومي و يوناني از جمله آپولو (كه در فرهنگ هترايي بالمارين خوانده مي‌شد)، پوسيون، اروس، هرمس و فورتونا نيز قرار داشت. معبد شهيرو، ايزدبانوي ستاره صبح نيز از ديگر ساختمان‌هاي مهم اين مجموعه بوده است. علاوه بر اين‌ها معبد ديگري نيز در ناحيه مركزي هترا وجود دارد كه محققان هنوز درباره آن به توافق نرسيده‌اند اما چنين به نظر مي‌رسد كه اين معبد زماني به پيروان آيين ميترايي تعلق داشته است.
از آن جايي كه مركز اين شهر به معابد خدايان گوناگون تخصيص داده شده و هيچ اثري از وجود كاخ شاهي در اين ناحيه به چشم نمي‌خورد بعضي محققان به اين نتيجه رسيده‌اند كه اين شهر يك شهر مذهبي و مقدس بوده و نوعي حكومت مذهبي بر آن حكمراني مي‌كرده است. با اين حال نمي‌توان انكار كرد كه هترا قدرت و توان مالي و رونق اقتصادي‌اش را مديون نقش اين شهر به عنوان يك مركز تجاري بوده است.
امروزه از طريق الواح و نوشته‌هاي بر جا مانده مي‌دانيم كه معبد اصلي و معبد امه (يا شمش) اوايل قرن دوم ميلادي ساخته شده‌اند. معابد كوچك‌تر و زيارتگاه‌هايي كه به شيوه يوناني ساخته شده‌اند بايد از قدمت بيشتري نسبت به اين بنا برخوردار باشند.



بيشتر بناهاي هترا از سنگ آهك و سنگ گچ ساخته شده‌اند و همگي آن‌ها تلفيقي از معماري آشوري، هلنيستي (يوناني)، اشكاني (پارتي) و رومي هستند. ديوارهاي معبد اصلي از سنگ‌هاي كنده‌كاري شده با نقوش و تصاوير مرسوم دوران اشكانيان درست شده‌اند. اين نقوش به خصوص در حاشيه قسمت ورودي و بالاي تيرهاي سقف چشمگيرتر هستند. در عين حال تاثير معماري هلنيستي (يوناني) در نقش‌هاي حكاكي شده در سرستون‌ها، پايه ستون‌ها، قرنيزها و گچ‌بري‌هاي تزئيني كاملاً مشهود است. مجسمه‌ها و پيكره‌هاي بازمانده از اين دوران نيز از ويژگي‌هاي بارزي برخوردارند. نماي روبروي مجسمه‌هاي هترا با مشخصه‌هاي مجسمه‌هاي اشكاني نوعي از هنر دوران پسا هلنيستي كه با هنر شرقي تركيب شده است را به نمايش مي‌گذارد. مجسمه‌ها عموماً شمايل خدايان و يا افراد سلسه خاندان فرمانروايي اين شهر هستند كه بيشتر لباس‌هاي اشكاني به تن دارند، لباس‌هايي با آستين‌هاي بلند، شلوار و بالا‌پوش‌هايي كه تا روي زانو مي‌آيند.
به رغم تمام اين اوصاف، هترا كه روزگاري شهري پر رونق و زيبا بود پس از متروكه ماندن در سال 241 ميلادي به تدريج رو به زوال گذاشت و در اين مدت زلزله نيز به روند تخريب آن كمك كرد.
متاسفانه اكنون نيز جنگ و درگيري‌ها در عراق وضعيت شهر هترا را وخيم‌تر كرده و لرزه‌هاي ناشي از انهدام مهمات يكي از انبارهاي تسليحاتي به جامانده از دوره صدام كه در نزديكي اين شهر قرار دارد، بيش از پيش به روند تخريب اين آثار باستاني دامن زده است و اين محوطه باستاني كه از سال 1985 در فهرست ميراث جهاني يونسكو به ثبت رسيده، اكنون در وضعيت اسفناكي به سر مي‌برد.

نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٩/٢٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ يزد شهر آفتاب و كوير





اين بنا از آثار محد تقي خان زند ميباشد و هم اكنون برجاست و نمونه اي از معماري دوران زنديه را نشان ميدهد كه در نهايت استحكام و زيبايي ساخته شده است . استيل عمارتهاي آن مخصوص دوران زنديه است حوضهاي سنگي مرتبط با جوي آبهائي كه در كليه قسمتهاي عمارت پائين ساخته بوده و گنبد كلاه فرنگي و باد گيرهاي آن نمونه اي از دوران سرشار آن عهد را ميرساند سردر اين باغ از روي ابنيه ساساني بنا شده و از نقشه طاق كشري اقتباس شده است يك چهار طاقي با طاقنماهاي داخلي كه جهت ورودي ضلع ضلع جنوبي ساخته اند و مورد استفاده است اقتباس از چهار طاقي هاي ساساني است . سنگهاي مرمر بسيار در عمارت پائين و حوضخانه بكار گرفته شده كه همگي را از معادن مرمر مراغه و تبريز مياورده اند عمارت مياني كه در ضلع شمالغربي واقع است بنام بهشت آئين خوانده ميشود چون سابق براي داخل آن آئينه كاريهاي بسيار جالب داشته است و يك جابخاري گچ بري شده بتازگي از زير خاك بيرون آمده كه بسيار جالب است مجموعه باغ دولت آباد شامل سردر و زير زمين و هشتي و بادگير و آب انبار و باغ مشجر است كه توسط محمد تقي خان يزدي معاصر شاهرخ ميرزاي افشار و كريم خان زند در سال 1160 ه . ق ساخته شده است و در مورد گزارش آن بايستي فرصت بسياري داشت چون آنقدر نفيس و ارزشمند است كه نميتوان به يك صفحه و يا در صفحه گزارش قناعت كرد















گرفته شده از پايگاه خبري هنر ايران

نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٩/٢٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ عکاسی توسط جوانان فعال ايرانی

دریاسر


تورهای مجله عکاسی خلاق هم به نظر من میتونه برای اعضا جالب باشه.
اما مجله عکاسی حرفه ای ( خودی ) هم به نظر من میتونه در راستای همان تاسیس کلوپ و این حرفها تورهای عکاسی بذاره و عضو گیری کنه.

اما بحث دیگه اینکه میخواستم اجازه بگیرم تا بنده هم مثل آقای فخار مکانهایی رو معرفی کنم که خودم تا بحال نرفتم.

عکسهایی که میذارم اینجا مربوط به CD نمای ایران 2 از شرکت نرم افزاری آمیتیس رسانه هست. که عکاسان و فیلمبردارهای اون به مکانهای جالبی از ایران رفته اند و فیلم و عکس تهیه کرده اند.

جفت عکسها مربوط به دریاسر میشه که محل اون روی نقشه نشون داده شده.







__________________
آریو مینوسپهر
قلعه رودخان




جواهرده
موقعیت : جنوب رامسر
دسترسی از طریق رامسر ، جاده جواهرده.
این ده یه جورایی بالای ابرها است ، بعبارتی معمولا باید از داخل ابر و مه رد شوید تا به ده برسید.
زمستان عملا تعطیل ! جاده ای رؤیایی و بسیار زیبا دارد. بالای ده با حدود 25 دقیقه کوه نوردی یک آبشار کوچک دارد. پایین ده دره ای هست که در ابتدا شیبی ملایم داشته و سوژه های جالبی برای ماکروگرافی دارد.
و عملا تنها جایی که برای اقامت هست ، متلی است شیک و باحال که خانمی با سلیقه مدیر این متل هست ، به نام متل جواهر ده . سوئیت ها با حمام و آشپزخانه و بخاری و شومینه است و البته متل رستوران هم داره. چه ترشه کبابی ، به به !
جاده خطرناکی داره و اصلا جای آرتیست بازی نیست ! خطی مسافر کش از رامسر به جواهرده دائما در حال تردده ( با نهایت آرتیست بازی در مه و پیچ های خطرناک.) از 10 صبح تا 2 بعد از ظهر احتمال وقوع مه شدید خیلی کمه.



عکس از : خانم فهیمه اکبری

آمل / لاریجان / شاهان دشت



این آبشار بیش از پنج پله داره و در حدود 150 متر ارتفاع که از دل کوه به زمین میریزه....
نرسیده به آمل یک مسیر انحرافی قرار داره که به طرف این آبشار میره...در بالای این آبشار یک قلعه قدیمی وجود داره که معلوم نیست چطور اون بالا ساخته شده...تردد در این مسیر به قدری مشکل هست که چارپایان به سختی از این مسیر عبور میکنند.


آبشار مارگون.....شیراز- یاسوج
این آبشار بیش از 40 چشمه داره که از ازتفاع 100 متری به زمین می ریزه....

کویرمرنجاب

عکاس : آقای سید رضا عزیزی ( برنده 10 سکه بهار آزادی )


عکاس: آقای مهدی منعم

امامزاده ای در دل کوه( شفت)

امام زاده ابراهیم معروف به ابوالفضل گیلانی از فرزندان امام موسی (ع) می باشند که مزار ایشان در یکی از روستاهای دور افتاده ولی زیبا قرار دارد که سالانه مهمانان بی شماری را به این منطقه می کشاند.

امامزاده ابراهیم به همراه امامزاده اسحاق، هاشم ، آقا سید شریف الدین و بانو نساء چهار فرزند امام هفتم هستند که پس از شهادت امام هشتم وارد این مناطق می شوند و به منظور امان از دست مامورین سیه دل عباسی رو به مناطق جنگلی می آورند و هر کدام به نوعی به شهادت می رسند.امامزاده ابراهیم که به مناطق کوهستانی شفت رسید بر اثر خستگی و گرسنگی و تشنگی به ناچار دعوت پیرزنی را قبول کرد. پیرزن طماع که از چهره نورانی حضرت پی به بزرگواری وی برده بود به سبب طمع و دریافت جایزه از ماموران عباسی به همراه غذا به حضرت سم می خوراند و باعث کشته شدن حضرت می گردد.هم اکنون این منطقه را به امامزاده ابراهیم می شناسند.

نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٩/۱٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ ورسك

ورسك، روستايى در كنار جاده فيروزكوه‌ با ۴۰۰ خانوار است. ۳۵ درصد اين جمعيت‌ بطور دائم در روستا اقامت دارند. ايستگاه‌ راه‌آهن، و پل‌ معروف‌ آن‌ كه‌ پيروزى لقب‌ گرفته‌ است، در دامنه شمال‌ شرقى يال‌ سوزنى قله ۲۷۰۰ مترى سه‌شاخ‌ قرار دارد. ارتفاع‌ ورسك‌ از سطح‌ دريا ۱۴۸۸ متر است. كار مردم‌ اين روستا بيشتر خدماتىكارگرى است‌ و تعداد كمى هم‌ دامدارى مىكنند. به‌ علت‌ واقع گرفتن روستا در كوهپايه،‌ كشاورزى دشوار است و رونقى ندارد. فقط‌ در حاشيه رودخانه تالار، که قسمت پائينى روستا به‌شمار مىآيد، به ميزان محدود برنج‌ كشت‌ مىشود.

‌اكثر ساكنان‌ دائم‌ اين‌ روستا يا جذب‌ راه‌ آهن‌ شده‌اند و يا در شهرهاى اطراف‌ كار می‌كنند. ورسك‌ با فيروزكوه‌ ۳۵ كيلومتر و با شهرستان‌ قائم‌شهر ۸۵ كيلومتر فاصله‌ دارد. به‌ علت‌ آب‌ و هواى خوب‌ و چشم‌اندازهاى زيبا، سازه‌هاى ويلايى مدرن بافت‌ اصلى اين‌ روستا را دگرگون‌ كرده‌ است. گويش‌ مردم‌ مازندرانى است.

‌از ميان‌ روستاى ورسك‌ جاده‌اى ‌خاکى و تقريباً‌ ناهموار به‌طول‌ تقريبى ۱۷ كيلومتر به‌ طرف‌ خوش‌نشين‌ كرتاله‌ و اسپى‌چشمه[1] كشيده‌ شده‌ كه‌ حدود ۱۰ كيلومتر آن‌ از داخل‌ جنگل‌ مىگذرد. جنگلى زيبا با درختانى كم‌نظير.‌ پروفسور هانسر ويتر، گياه‌شناس‌ آلمانى، مىگويد: «فسيلهاى زنده، باقيمانده‌ از گياهان‌ دوران‌ سوم‌ زمين‌شناسى در اين منطقه يافت مىشود». درختانى چون: انجيرى، لرگ، سفيد پليت، ليلكى ..... نيز همه جا به چشم مىخورد. اما موسيقى اين طبيعت زيبا، صداى اره‌هاى موتورى است که در همه‌جا شنيده مىشود.

صحبت‌ از پژمردن‌ يك‌ برگ‌ نيست

‌واى جنگل‌ را بيابان‌ مىكنند.

‌در گذار از اين‌ جنگل، چشمه‌هاى فراوانى ديده مىشود که آميختن‌ آب‌ آنها با رودخانه پايين‌دست‌ جاده خاکى، رود تالار را پرآب‌ مىکند. اين‌ چشمه‌ها و چشمه‌هاى ‌كرتاله ‌و اسبى‌‌چشمه، سرچشمه‌هاى ‌اصلى ‌رود تالاربه شمار مىآيند. ‌

با گذشتن‌ از  جنگل،‌ به‌ منطقه ييلاقى مىرسيد که درختچه‌هاى كوتاهى، مانند زرشك‌، در آنجا روئيده است.‌پس از عبور از عرض‌ يك‌ رودخانه‌ و گذشتن‌ از چند پيچ‌ و خم‌ به‌ جايى مىرسيد كه‌ دوباره‌ بايد از عرض‌ يك‌ رودخانه كوچك‌ ديگرى عبور كنيد. در اينجا جاده خاكى به‌ دو راه‌ تقسيم‌ مىشود. راه‌ دست‌ راست‌ به‌ كرتاله و راه‌ دست‌ چپ‌ به‌ اسپى‌چشمه‌ مىرود. اسپى‌چشمه‌ مبداء صعود به‌ قله تلمه‌‌سنگ‌ و كرتاله‌ مبداء صعود به‌ قله يوريم‌ است.

اگر كوهنوردان بخواهند به هر قله جداگانه صعود کنند بايد از مبادى فوق‌ استفاده‌ کنند. در غير اين‌ صورت‌ مىشود به هر دوقله‌ در يك‌ برنامه زمان‌بندى شده‌ از طريق‌ اسپى‌چشمه‌ صعود كرد. قله‌هاى تلمه‌سنگ‌ و يوريم‌ توسط‌ يك‌ گردنه‌ از هم‌ جدا مىشوند كه ‌اين‌ فاصله‌ را مىشود با حداكثر يك‌ ساعت‌ پيمود.

 

قله تلمه‌سنگ: (ارتفاع‌ = ۳۳۵۰ متر)

«تلم» (telem) وسيله‌اى است‌ استوانه‌اى شكل‌ كه‌ معمولاً‌ از تنه درخت‌ كه‌ داخل‌ آن‌ خالى شده‌ ساخته مىشود و با آن از ماست کره مىگيرند. ‌علت‌ نامگذارى اين‌ قله‌ به‌ اين‌ اسم، وجود يك‌ برج‌ بزرگ‌ استوانه‌اى شكل‌ در بالاى قله آن‌ است‌ كه‌ از دور به‌ شكل‌ تلم است. ‌اين‌ برج‌ كه‌ يك‌ قسمت‌ از ديواره‌هاى آن‌ تخريب‌ شده، از سنگ‌ و ساروج‌ ساخته‌ شده‌ است. داخل‌ برج‌ توسط‌ سودجويان‌ حفارى شده‌ و قسمت‌ ديگرى از ديواره آن‌ نيز از بين رفته است. وجود سنگ‌چين‌هاى اطراف‌ قله،‌ كه‌ از تخته‌ سنگهاى بزرگ‌ تشکيل شده‌ است، حكايت‌ از يك‌ تاريخ‌ كهن‌ دارد. همچنين‌ وجود يك‌ چشمه‌ در نزديكى قله نشانگر زندگى در بالاى آن‌ بوده‌ است. كوه‌ تلمه‌ سنگ‌ در نزد روستاييان‌ دامنه آنْ كوهى مقدس‌ است. 

‌اگر كوهنوردان‌ بخواهند صعود يکروزه به‌ اين‌ قله‌ها را از ورسك‌ آغاز کنند، تا كرتاله‌ يا اسپى‌چشمه‌ نياز به‌ وسيله نقليه مناسب‌ دارند. در غير اين‌ صورت‌ راهپيمايى از مسير جاده خاكى تا كرتاله‌ حدود دو ساعت‌ و نيم و تا اسپى چشمه‌ حدود ۳ ساعت‌ زمان مىبرد و از كرتاله‌ تا قله‌ يوريم‌ سه ساعت‌ و نيم و از اسپى چشمه‌ تا قله تلمه‌ سنگ‌ ۳ ساعت‌. قله تلمه‌ سنگ‌ از شمال‌ شرقى به‌ قله يوريم‌ و از غرب‌ به‌ قله ۳۴۰۰ مترى ديلار مرتبط مىشود.

 

قله يوريم: (ارتفاع= ۳۴۰۰ متر)

‌قله يوريم‌ كه‌ به خاطر صخره بزرگ‌ مستطيل‌ شكل‌ روى آن‌ از دور به‌ خوبى قابل‌ شناسايى است، يكى از كوههاى بلند منطقه سوادكوه‌ به‌شمار مىآيد. وجود آثار و علايم‌ قلاع‌ و آتشكده‌هاى به‌ جاى مانده‌ از عهد كهن‌ در دامنه‌ و اطراف‌ قله، بيانگر توجه‌ پيشينيان‌ به اين‌ كوهها بوده‌ است. كوه‌ يوريم‌ از شمال‌ شرقى به‌ قله ۳۰۰۰ مترى ارفه‌ كوه‌ و از شرق‌ به‌ قله ۳۳۰۰ مترى عباس‌ آباد و قله ۲۶۵۰ مترى سنگر و از غرب‌ به‌ قله تلمه‌ سنگ، متصل مىشود

 
 
 
 

‌متأسفانه‌ گونه‌هاى كم‌نظير جانورى در اين‌ منطقه‌ به دليل‌ شكارهاى بى‌رويه‌ رو به‌ نابودى هستند‌ و فقط‌ تعداد كمى كل‌ و بز، گراز، روباه، شغال‌ و كبك، عقاب، و زغن‌ در ارتفاعات‌ زندگى مىكنند. از ميان ‌گونه‌هاى گياهى منطقه‌ گل‌ گاوزبان، سير كوهى، متكا، گلپر، و موسير بسيار ديده مىشود، و در ارتفاعات، ‌گون‌ و آويشن‌ مىرويد. گلهاى ‌منطقه‌ شامل مينا، نسترن‌ كوهى، شقايق، پامچال، زنبق، ‌و گل‌ زعفران است‌، كه اين آخرى‌ در فصل‌ بهار مىرويد.

کوهنوردان مىتوانند براى رفتن‌ به‌ ورسك‌ هم‌ از طريق‌ راه‌آهن‌ تهران‌/شمال‌ و هم‌ از طريق خودروهاى ‌عمومى مسافربرى تهران/سارى (و برعكس)‌ استفاده‌ کنند.

نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٩/٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ بدون شرح

بوسه ی رمانتیک

نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٩/٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک