ترنم سفر


 

سفر به كرمانشاه

در ساعت 10 شب چهارشنبه 16مهرماه سال 1382 خورشيدي ، سفر خود را براي ديدن آثار باستاني در غرب كشور آغاز كرديم، تا همسفر تاريخ گرديم و زماني را با نياكان پرافتخار خود به‌سربريم؛ و در كوههاي بيستون كتيبه داريوش بزرگ را كه بر سينه كوه نقش بسته بود شاهد باشيم.

بيستون به‌معناي بغ‌ستان يا جايگاه خدا است، كوه‌هاي پرنقش و نگار به همراه درختان سربفلك كشيده و چشمه‌هاي جوشان آب، مكان مقدسي را فراهم آورده بود كه كتيبه داريوش بر پيشاني آن مي‌درخشيد، و همچنين سنگ برجسته‌اي كه مهرداد دوم شاه اشكاني را نشان مي‌داد، و فرهادتراشه كه با 200 متر طول و 50 متر عرض بدون‌آنكه واژه‌اي در دل خود ثبت كرده باشد، نشاني از تلاش و كوشش نياكان ما در عهد هخامنشيان داشته است. مجسمه هركول آرميده در دامن كوه بر اين صحنه پرشكوه نظاره‌گر است ، اين مجسمه كه به سبك كاملا يوناني با بدني عريان در دل كوه توسط سنگ‌تراشان ايراني ساخته شده است مربوط به دوره سلوكيان مي‌باشد.

سپس كاروان ما زماني را به صرف نهار و استراحت در جايگاه خود در كرمانشاه پرداخته و پس از آن با همراهي استاد رضا مرادي‌غياث‌آبادي، باستانشناس معروف، براي ديدن طاق‌بستان به‌سوي پارك كوهستاني رهسپار شد. در اينجا هم درختان سربفلك‌كشيده به همراه چشمه‌هاي جوشان و استخر پر از آب و كوههايي كه نقش پادشاهان بزرگ ساساني را بر سينه ستبر خويش جاودانه كرده بود، مكاني مقدس را فراهم آورده بود. مهم‌ترين اين نقش‌ها، مربوط به خسرو پرويز است، در حاليكه حلقه پيمان و اقتدار را از اهورامزدا دريافت مي‌كند و در سمت ديگرش ايزد بانوي آناهيتا، ايزد نگهبان آب، در حال ريختن آب بر پاهاي پادشاه مي‌باشد؛ لباس‌هاي آنان با نقوش و زيورهاي گوناگون به لطافت ابريشم، بر سنگ‌ها حك شده است و در پاي‌انداز اين نقوش، خسرو پرويز سوار بر اسبش شبديز مشاهده مي‌شود ، در حاليكه اسب و سوار سراسر در زره فرورفته؛ و نيزه بلندي در دست شاه ساساني، ابهت و جنگاوري او را به رخ مي‌كشد. در دو صحنه ديگر ، خسرو پرويز در شكارگاه خود در حاليكه فيل‌ها، گرازها را رم داده‌اند؛ و خسرو سوار بر قايق در حاليكه باربد و گروه نوازندگان به نواختن مشغولند ، به شكار گرازان مي‌پردازد . تمام اين نقش برجسته‌ها، در زير تابش نور ماه، شكوه و وقار ساسانيان و هنر و تمدن ايران را جاودانه كرده است.

پس از آن به ديدار پارك زيباي كوهستاني كه از فراز آن چراغ‌هاي بيشمار شهر كرمانشاه مي‌درخشيد ، رفتيم .

روز بعد كاروان ما رهسپار تنگه دالا هور شد تا اين‌بار در كنار طبيعت دل‌انگيز كوهستاني، همراه با چشمه‌سارها و رودخانه و آبشارها، روزي پرنشاط را سپري كند. شيرجه جوانان و نوجوانان كرد از فراز صخره‌ها در حوضچه عميقي كه در مسير رودخانه بوجود آمده بود، صحنه‌ي جالب و هيجان‌انگيزي را به تصوير مي‌كشيد. پس از مدتي پياده‌روي به محل باصفايي رسيديم و در زير سايه درختان و در كنار رودخانه ، گرماي هوا را با خنكاي آب رفع نموده و بعد از صرف نهار براي ديدن آثار باستاني و دخمه‌هاي زرتشتي حركت كرديم ، ولي متاسفانه با تاريك‌شدن هوا بهره چنداني نبرديم.

روز ديگر همراه با طلوع آفتاب رهسپار ديدار شهر پاوه – كه به آن شهر هزارماسوله نيز مي‌گويند- شديم. در بين راه از شهر روانسر ديدن كرديم و اين بار هم دخمه‌اي زرتشتي بر فراز كوه ، يادآور نياكان سرافرازمان بود. با ديدار از شهر پاوه ، از چشم‌انداز كوهستاني آن لذت برديم، جالب آنكه آتشكده‌اي بر فراز كوههاي اطراف شهر وجود داشت كه مردم پاوه آن‌را سمبل گفتارنيك ، كردارنيك و انديشه‌نيكشان مي‌دانستند.پاوه به‌معناي ايستادگي و برپاايستادن و مقاومت است.

پس از ديدار از اين شهر زيبا و كوهستاني ،‌ رهسپار ديدن غار قوري‌قلعه شديم. غار قوري‌قلعه ، غاري است به طول 13 كيلومتر كه هنوز به انتهاي آن نرسيده‌اند و تنها 500 متر از اين غار براي بازديد گردشگران آماده شده است. جويبار زلالي درون غار جاري بود و نورافكن‌هاي رنگي، تالارها و دالان‌هاي اين غار را روشنايي بخشيده بودند. گفته‌ مي‌شود حدود 65.000.000 سال طول كشيده تا غار به اين شكل زيبا درآيد.

سپس قصد بازگشت به شهر كرمانشاه كرديم و براي خريد سوغاتي به‌سمت تاريكه‌بازار كه همان بازار سنتي شهر است رفتيم . از ميان شيريني‌ها، نان برنجي كرمانشاهي ، بيشترين خريدار را داشت.

شام را در رستوران مجلل جمشيد كه با تابلوهايي از نقش فروهر، تخت‌جمشيد و طاق‌بستان آذين بسته شده بود ، خورديم و صبح روز بعد، ‌عازم همدان يا هگمتانه شديم تا از مجموعه تاريخي شهر همدان - كه از زير خاك بيرون آمده بود – ديدن كنيم.

همدان پايتخت مادها و همچنين پايتخت تابستاني هخامنشيان بوده است. وسعت آن تقريبا به وسعت همدان امروزي بوده و بارها در حملات مهاجمان خون‌ريز ويران شده است؛ ولي هنوز شهر باستاني همدان در زير خروارها خاك ، پنهان باقي مانده تا شايد روزي كارشناسان باستانشناسي به سراغش بيايند.

در موزه‌ي آنجا شاهد كتيبه بازسازي‌شده كه توسط داريوش و خشايار شاه ، شاهان بزرگ هخامنشي، در دل كوه حك شده بود و همچنين پايه‌هاي ستون‌هاي قصرهاي شاهان ماد هخامنشي و آثار ديگري كه از تمدن غني آن‌ زمان خبر مي‌دادند، بوديم.

 

پس از آن كاروان آهنگ تهران كرد و حدود ساعت 10 شب يكشنبه 20 مهرماه در ميدان ونك تهران به سفر خاطره‌انگيزمان پايان داديم.

 

 

تهيه و تنظيم: جمشيد انوشيرواني

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٤/٢
تگ ها :
comment نظرات ()