ترنم سفر


+ ورجوی( واره اوه)يعنی خانه دارای مال و ثروت به زبان محلی

تهران_ميراث خبر
گروه استانها: معبد "مهر" شهرستان مراغه با قدمت دوره اشكاني و ساساني براي پرستش خورشيد و برگزاري آيين مهرپرستي در جنوب روستاي ورجوي اين شهرستان به صورت زيرزميني و صخره اي بنا شده است.
اين معبد هم اكنون به دليل ساخت و ساز هاي انجام گرفته در اطراف آن و نيز نفوذ آب هاي سطحي به داخل آن در حال تخريب است.
مهر يا ميترا خدايي بوده كه پرستش او در غرب تا شمال انگلستان و در شرق تا هند، هزاران سال رواج داشته است و هنوز هم مورد احترام زردشتيان است. پيروان مهر او را فرشته مهر و دوستي و عهد و پيمان و مظهر فروغ و روشنايي مي‌پنداشته‌اند. آنها بر اين عقيده بودند كه مهر در غاري متولد شده است از اين‌رو هر جا غاري مي‌يافتند، در آن به پرستش و نيايش مهر مي‌پرداختند و آن مكان را «مهرابه» مي‌گفتند.
ساخت و ساز هاي انجام گرفته در حريم درجه يك معبد مهر و نفوذ آب هاي سطحي به داخل آن باعث در خطر افتادن اين نيايشگاه زيرزميني ارزشمند شده است.همچنين تردد وسايل نقليه بر روي سطح اين معبد لطمات جبران ناپذيري را بر پيكر اين بناي به يادگار مانده از دوران ميتراييسم وارد آورده است.»
تاكنون عمليات حفاظتي مختصري در رابطه با اين معبد زيرزميني انجام گرفته است از جمله اقدامات لازم براي حفظ اين بنا آزاد سازي حريم آن،تغيير مسير جاده از روي معبد و تغيير مسير آب هاي سطحي براي جلوگيري از ريزش آنها به داخل معبد است.»
نيايشگاه زيرزميني مهر در روستاي ورجوي واقع شده و پيروان آيين مهر، آن را با تراشيدن قطعه سنگي عظيم از جنس شيست با دهانه‌اي به عرض 5/4 متر به وجود آورده‌اند.
اين بنا را از نظر حجم كار و دقت هنرمنداني كه در امر حجاري آن دخيل بوده اند مي توان جزء نمونه هاي ارزنده ستايشگاه هاي كهن دانست.طبق تحقيقات و بررسي ها معلوم شده كه در اين معبد آرامگاه يكي از علماي بنام و با تقوي مراغه يعني آخوند ملا معصوم مراغه اي قرار دارد كه بعد از وفاتش در اين معبد دفن شده است.

چشمه ورجوي

آب‌ اين‌ چشمه‌ در 8 كيلومتري‌ جنوب‌ مراغه‌ همراه‌ با گاز از زمين‌ خارج‌ مي‌شود و دررديف‌ آب‌هاي‌ معدني‌ بيكربناته‌ كلسيك‌ و منيزين‌ گازدار و آهن‌ دار است‌. آب‌ چشمه‌ مزه‌اي‌ گزنده‌ دارد و براي‌استحمام‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد.

مراغه از شهرهاى كهن ايران است كه ريشه در اسطوره ها دارد. حومه اين شهر در گذشته هاى دور محل ساخت معابدى بوده كه به آيين ميترائيسم تعلق دارند. يكى از اين معابد در ۴ كيلومترى جنوب شهر مراغه در روستاى ورجوى واقع شده است. البته براى پيدا كردن اين مكان كه درحقيقت در شمال روستا و داخل گورستان قديمى ورجوى واقع شده هيچ تابلوى راهنمايى در روستا يا ورودى گورستان مشاهده نمى شود. حتى مردم ورجوى نيز با تعجب از وجود معبد مهر (نامى كه اداره ميراث فرهنگى مراغه در بروشور خود چاپ كرده) اظهار بى اطلاعى مى كنند. درحقيقت آنچه بعد از رسيدن به معبد به چشم مى آيد به همه چيز شبيه است مگر آثار تاريخى.
پيروان مهرپرستى (ميترائيسم) اين معبد را با تراشيدن قطعه سنگى عظيم از جنس شيست روى زمين با دهانه اى به عرض ۵‎/۴۰ متر به وجود آورده اند. يك خاكريز شيب دار كه گويا قبلاً به صوت پلكانى بوده است در جلوى دهانه غار منتهى به دالانى زيرزمينى با طاقى هلالى مى شود كه ارتفاع سقف دالان از زمين ۲‎/۵ متر و طول راهرو ۱۷‎/۶۰ متر است. اكنون در دهانه اين غار آنچه آزاردهنده است انبوهى از نخاله هاى ساختمانى، زباله هاى متعفن و پلاستيك است كه در سرتاسر دالان هاى اين معبد منحصر به فرد پراكنده شده است. از دالان مركزى حفره هاى متعددى به اتاقهاى گنبددار زير زمينى راه دارد كه سقف اكثر آنها در دوره اسلامى براى نفوذ نور به اتاقها سوراخ شده است.
دور تادور تالار اصلى بر كمركش ديوار كتبيه اى كه حاوى آيات قرآنى ( سوه اصحاب کهف ) به خط نسخ زيبا در بدنه سنگى ديوار حجارى شده است و اين كتيبه به صورت كمربندى تمام ديوار و حاشيه و مدخل ها را دور مى  زند. قسمتى از اين كتيبه ها كه در دوره اسلامى به عنوان خانقاه صوفيه يا مسجد در ديوار اين معبد ميترائيسم نقش بسته اند به مرور زمان از بين رفته، ولى آنچه كه باقى مانده توسط بعضى افراد علاقه مند به ميراث فرهنگى! به وسيله زغال سياه شده تا بدين وسيله هم بازديدكننده بتواند راحت تر اين نقوش را ببيند و اگرچه قسمتى از سقف تالار مركز فروريخته است ولى سالهاست كه ساختمانى آجرى به شكلى نامأنوس بر سقف اين عبادتگاه سايه انداخته است. به گفته يكى از اهالى، از اين مكان در سالهاى پيش به عنوان مسجد گورستان ورجوى استفاده مى شد. لازم به ذكر است كه گورستان ورجوى مراغه ازجمله مهمترين گورستانهاى دوره صفويه مى  باشد كه هنوز نيز آثار سنگ قبرهاى بسيارزيبايى در گستره آن مشاهده مى گردد.
در منتهى اليه قسمت جنوبى تالار اصلى معبد سكويى است با دوپله كه در گذشته به در چوبى محقرى ختم مى شد. بعد از گذر از اين درب، تالارى دايره اى شكل به قطر ۶ متر قرارگرفته كه در بين مردم ورجوى به عنوان آرامگاه ملامعصوم كه به روايتى از اوليا و صحابه بوده است، از آن ياد مى شود. بدنه آرامگاه كه از سنگ تراشيده شده داراى چند رديف مقرنس بسيار زيبا است كه گرداگرد ديوار را فراگرفته  اند. در ميان اين اتاق ضريحى از چوب معمولى به ابعاد يك متر در دو متر قرارگرفته و مبين وجود قبر ملامعصوم در اين مكان مى باشد. هرچند كه سقف اين اتاق نيز فروريخته و تيرهاى بزرگ چوبى به طرز وحشتناكى ضريح و حفاظ فلزى را شكسته و تمام اتاق را انبوه زباله فراگرفته است.
در بروشورى كه اخيراً توسط اداره ميراث فرهنگى مراغه و به كمك شهردارى و فرماندارى شهر چاپ گشته و به طور اجمالى آثار تاريخ مراغه را برمى شمرد، اين جمله در مورد معبد مهرپرستى ورجوى نوشته شده است:
«اثر تاريخى معبد مهر و مقبره ملامعصوم در جنوب گورستان تاريخى روستاى بزرگ و سرسبز ورجوى مراغه قراردارد. قبل از اسلام پرستشگاه خورشيد و محل برگزارى مراسم مهرپرستان بوده و بناى آن احتمالاً در زمان ساسانى و اشكانيان انجام يافته است. در دوره اسلامى اين محل به مسجد و مقبره ملامعصوم از علماى معروف مراغه در قرن ۱۳ هجرى قمرى تبديل گرديده است. (عكس چاپ شده در كنار اين نوشتار دهانه غار معبد مهر را به حالتى آراسته برخلاف واقعيت نشان مى دهد)
مهر در اوستا و پارسى باستان ميترا و در پهلوى ميتر ناميده مى شود. مهر در اوستا از آفريدگان اهورا مزدا محسوب شده و ايزد عهد و پيمان است و از اين رو ايزد روشنايى و فروغ نيز مى باشد تا هيچ چيز بر او پوشيده نماند. آيين ستايش مهر از ايران به بابل و آسياى صغير رفت و سپس با سربازان رومى به اروپا راه يافت و در آن جامعه به صورت خدايى بزرگ پرستيده شد و بدين گونه آيين مهرپرستى توسعه يافت. پس از ظهور زرتشت تنها اهورا مزداخداى يگانه ناميده شد و ساير پروردگان آريايى به نام ايزدان يا فرشتگان ناميده شدند كه در حقيقت مظهر و صفت خداوند و نيرويى از پروردگارند و مهر يكى از آن ايزدان است. زنده ياد محمد مقدم نويسنده كتاب «جستار درباره مهر و ناهيد» بر اين باور بود كه مهر داراى شخصيتى حقيقى بود و در دوره اشكانى دين رسمى ايرانيان آيين مهر بوده، ولى در حقيقت زندگانى مهر هرچه بوده است، به كوشش عيسويت در غرب و نوزرتشتيگرى در شرق از ميان رفته است.
در روايتهاى مهرى آمده است كه مهر در غارى زاييده شده و از اين رو غار، در آيين هاى مهرى و در ساختن پرستشگاه هاى مهرى نقش مهمى داشته است. مراسم عبادت براى ميترا در غارهاى طبيعى برگزار مى شده است. در نزديك غار بايد آب روانى، رود يا چشمه وجود مى داشت. كوشش بسيارى مى شد كه غارهاى نمادين را نيز نزديك به آب و همچون شكل طبيعى آن بنا كنند. چنين روشى سبب شد كه مهرابه ها در زيرزمين ساخته شود. مهرابه ها عبارت از تالار مستطيل شكلى بود كه تاق ضربى به شكل قوسى داشت، چون اين غارها كنايه از گيتى و جهان بود، گاهى اوقات سقف را با نقش ستارگان مى آراستند. مهمترين قسمت يك مهرابه، «مهراب» آن بود كه انتهاى تالار قرار داشت و رواق كوچكى را شامل مى شد. اين رواق اغلب مقدارى از سطح زمين بلندتر بنا مى شد و مجدداً شكل دهانه غارى را مجسم مى ساخت و در زمينه ديوار آن شمايلى از مهر قرار داشت. طرح «محراب» كه در اصل طرحى متعلق به دوران ميترائيسم است، پس از اسلام از سده ۴ هـ . ق به بعد بر سنگ مزارها حكاكى شد. «محراب» مكانى است كه چه پيش از اسلام و چه پس از آن به عنوان دريچه اى رو به سوى خدا و حقيقت هستى تلقى شده است. همچنين دو آتشدان در طرف مهراب قرار داشت و اطراف آن را تنديسهايى فرا مى گرفت. ميان مهراب و درب ورودى به صورت راهرو دالانى وجود داشت كه در نوع معابد رومى آن در دو طرف سكوهايى بلند و يكسره قرار داشت. مهرى دينان اغلب بر اين سكوها مى نشستند و ميزهايى در جلوى آنها قرار مى گرفت كه طعام مقدس را روى آن مى نهادند. در ورودى مهرابه با پله هايى به سوى پايين، ابتدا به اتاقكهايى چند مى رسيد كه مراسم ابتدايى آيينى را در آن اتاقكها انجام داده و بعد به تالار اصلى وارد مى شدند.
از جمله معابد ميترائيسم مهم ديگر در مراغه مى توان به غارهاى دست كند تپه رصدخانه اشاره كرد. اين تپه كه مشرف بر شهر است، در شمال غربى مراغه مى باشد و رصدخانه معروف خواجه نصيرالدين كه اكنون به صورت معقولى بازسازى شده، در بالاى تپه قرار گرفته است. جاده آسفالته اى كه دورتادور تپه مى پيچد تا به سطح فوقانى اى كه رصدخانه بر آن قرار گرفته برسد از كنار تعدادى حفره به موازات هم به مانند غار مى گذرد كه متأسفانه به دليل عدم معرفى و نيز نبود تابلويى جهت مشخص شدن هويت بنا، از آن به عنوان محلى براى قضاى حاجت استفاده شده يا محل جمع شدن افرادى خلافكار گرديده است. در حقيقت اين مكان كه احتمالاً در دوران ميترائيسم از اهميت شايانى برخوردار بوده، از چندين دهانه غار مانند با عمق هاى مختلف تشكيل شده كه در بعضى از آنها سكوهاى قرارگيرى قربانى و يا مكانى كه احتمالاً بر روى آن شمايل مهر قرار داشته به خوبى حفظ شده اند. همچنين در معمارى اين معبد مى توان به دالان هايى اشاره كرد كه فضاهايى را به يكديگر در دل كوه متصل مى كند، ولى بسا افسوس كه اين گنجينه تجديدناشدنى كه خود به عنوان هويتى از ظهور و پيدايى مهرپرستى در ايران و انتشار آن به جهان است، رو به نابودى مى رود و مهمتر از همه اين كه چون مراقبت و ميزان توجه به آثار تاريخى سليقه اى است، بنابراين تا به حال كوچكترين توجهى به اين غارها نشده است.
در اين ميان، بايد به اين مطلب اشاره كرد كه در فاصله سده هاى پنجم و نهم هجرى نفوذ تصوف بيش از پيش در ايران استوار گرديد، زيرا ويرانى كشور و فقر و فلاكت عامه مردم پس از هجوم تركان در قرن ششم و مغولان در قرن هفتم و تيمور در آستانه قرن هشتم و نهم هجرى به رواج نظر بدبينانه نسبت به زندگى جسمانى و اين جهانى كمك كرد و تبليغات به سوى دست شستن از زندگى و دورى جستن از دنيا و فعاليت اجتماعى مؤثر واقع شد. در نتيجه در اين دوره بود كه فرقه هاى صوفيگرى گسترش پيدا كرد و خانقاههاى جديدى ساخته شد و با توجه به اين كه معابد ميترائيسم در دل غارها يا زمين شكل گرفته بود، مكان مناسبى براى خانقاه در نظر گرفته شد. نوع ديگرى از اين غارهاى ميترائيسم را مى توان در روستاى قدمگاه (بادميار) واقع در ۱۵ كيلومترى جنوب شرقى آذرشهر مشاهده كرد. در فاصله ۳۰۰ مترى جنوب غربى اين روستا تعدادى از اين غارهاى مهرپرستى وجود دارد كه در دوره اسلامى با افزودن تزئينات گل و بوته روى سنگ مدخل حفره و نيز محراب اسلامى، از يكى از آنها به عنوان مسجد يا خانقاه استفاده گرديده است.
براساس افسانه هاى كهن ميترا هر ساله طى مراسمى گاو مقدس را مى كشد تا خونش بر زمين جريان يابد و رستاخيز طبيعت حادث گردد. كشته شدن گاو به دست مهر از نمادهاى اساسى اين آيين است و بدون استثنا در تمامى مهرابه ها، در انتهاى آن، نقش كشته شدن گاو به دست مهر، چه به وسيله نقاشى و چه به وسيله نقش برجسته و تنديس وجود داشته است. مهر ناجى مردم بوده و براى رهايى آن، گاوى را مى كشد. بدين جهت مهرى دينان يا مهرابه ها را در غارهاى طبيعى برپا مى كردند يا براى ساختن مهرابه، غارهاى مصنوعى زيرزمينى مى ساختند و دهانه اين غارها را به شكل طبيعى درمى آوردند.
پس از قربانى كردن گاو، وظيفه زمينى ميترا تمام شده و آماده معراج و به آسمان رفتن مى شود، اما پيش از معراج، مجلس ضيافتى برپا مى شود و اين شام آخر، در بسيارى از مذاهب اسرارآميز قديم وجود داشت. اين ضيافت در حقيقت به شكرانه پيروزى ميترا و توديع او با ياران انجام گرفت. در اين ميهمانى گاو ذبح شده را پس از طبخ به مجلس مى آوردند. در اين مجلس، گروهى از پيروان آيين مهر نيز شركت مى كنند تا در طعام و شراب مشترك حضور داشته باشند. پس از اين شام مقدس است كه ميترا به آسمان صعود مى كند. وسيله صعود، گردونه چهاراسبه او مى باشد. متأسفانه نقاشى هاى مهرى كه اين روايت را به تصوير كشيده بودند، در قرن چهارم و پنجم ميلادى صدمه ديده اند. مسيحيان هنگام انهدام مهرابه ها و تعقيب پيروان آيين ميترا، اين صحنه ها را بيش از ديگر پرده ها آسيب رسانيدند. زيرا مشاهده مى كردند كه مراسم اوكاريستى Eucharistie مقدسشان (مراسم عشاء و شام آخر مسيح) در شكل و مفهوم به آيين ميترائيسم نزديك است. بنابراين مى توان گفت همانگونه كه ميترا به موجب نفوذ و مقبوليت در ايران، خود را در جايگاهى والا و همرديف اهورا مزدا تحميل كرد، در امپراتورى روم نيز خود را در مسيحيت متبلور ساخت و بسيارى از ويژگيهايش را با نامى نوين حفظ نمود.
تهيه شده در گروه حاميان ميراث فرهنگى اروين
عکس بعد بارگذاری می شود .
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/۱٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک