ترنم سفر


منطقه سیاهکل و دیلمان...رشت

 

 

 سلام دوستان

این هم گزارشی از برنامه سیاهکل و دیلمان که رفتم

توضیحات رو سعی کردم زیر هر عکس براتون بذارم

خوش باشید

نانوایی بین راه قزوین رشت

نون سنتی

اینهم از بازار روز روستای سنگر

حالا این ابزار توی بازار روز و بین سبزی و میوه چی کار می کرد ...من نمی دونم

عکسی از کاروانسرای در حال ویرانی به نام تی تی

پل رسیدن به کاروانسرا

چند تایی عکس از منطقه

هوا بارونی و با مه سنگین بود

برای شب مونی روبروی آبشار لونک جای خوبی بود که با دادن پنج هزار تومن یکی از اون آلاچیق هاشو کرایه کردیم...فقط کف و سقف... و این برای در امان بودن از باران پاییزی نعمتی بود...این هم اتاق کوچک ُ مربوط بود به سازمان میراث فرهنگی ...البته توی این موقع سال کسی اونجا نبود

اینهم آبشار لونک

دیلمان از جاده بالای گردنه

با عبور از این گردنه از اون هوای ابری و بارونی به یه هوای آفتابی رسیدیم و دیگه از جنگل هم خبری نبود

درخت گردوی چندین ساله و خانه های روستایی

به گفته خانم صاحبخانه ، مادر شوهرش از مادربزرگش شنیده بود که از زمان بچگی اون این درخت گردو بوده...

این هم صندوقی قدیمی که به جای یخچال از اون در گذشته استفاده می کردن

در دوسایز متفاوت

در راه برگشت هم چند نفر از اهالی منطقه بساط پهن کرده بودن

فندق و زرشک تازه و زالزالک و گردو ...از این چیزها می فروختن

و تاری زیبا زیر نم نم بارون پاییزی

شب دوم رو در کلاچای و در پلاژ شهرداری مستقر شدیم

با آشی تند که توی اون رطوبت می چسبید

اینهم عکسی که توی بلوار کازینو رامسر گرفتم

و پیشی خوشگل در کنار مغازه های سوغاتی فروشی اول جاده چالوس

و جاده جالوس

کلیت برنامه رو بگم که قضیه دستتون بیاد

ما چند نفری صبح از تهران به سمت رشت حرکت کردیم...نرسیده به رشت از خروجی سنگرـلاهیجان به سمت سیاهکل حرکت کردیم.تنها تابلوی مشخصه...یه خرید جزئی توی سنگر کردیم و حدود چند کیلو متری راه رفته رو برگشتیم تا به دوراهی سیاهکل رسیدیم...نه تابلویی نه نشونی...یه جاده کم عرض آسفالته که با پلی فلزی از جاده سنگر جدا میشه

کلا جاده برای عبور یه ماشین خوبه... و اگه ماشینی از روبرو بیاد باید دوتایی همکاری کنن تا بتوند از کنار هم رد بشن...اول جاده خوبه اما هر چی جلوتر میری جاده کم عرض تر میشه این تا سیاهکل ادامه داره ...( مسیر کم ترددیه چون سیاهکلی ها از سمت لاهیجان در رفت و آمد هستن)... با پیچهای تند که دیدی هم نداره ... کمی جلوتر به یه سد بزرگ می رسیم که به علت خشکسالی امسال آبی نداره و خشکه. دو طرف جاده هم پوشیده از علف و بوته های مختلفه...کم کم مسیر سربالایی میشه و وارد مه میشی و این به زیبایی منطقه اضافه میکنه...چون نزدیک شب بود و ما هم دو شب برای این برنامه در نطر گرفته بودیم ...بعدازظهری روبروی آبشار اتراق کردیم و شب رو در کنار رود و صدای آرامش بخش اون گذروندیم...خوشحال بودم که برق نداشت و اینطوری احساس بهتری داشتیم...دور از هرگونه تمدنی...البته ما به لطف یکی از دوستان از نعمت آواز و آهنگ برخوردار شدیم...اونهم با تنبور...صبح هم بعد از خوردن یه صبحانه توپ به مسیر ادامه دادیم و حوالی ظهر به جنگل اسپیلی و دیلمان رسیدیم و گشتی زدیم و برگشتیم به سمت سیاهکل و از اونجا به سمت لاهیجان و رامسر و ...

ما شب دوم رو هم توی پلاژ شهرداری کلاچای بودیم و از ساحل زیبای اونجا نهایت لذت رو بردیم...و فرداش هم از جاده چالوس به سمت تهران برگشتیم

یه قول یکی از بچه ها این برنامه در حکم یه مدیتیشن قوی بود

و آرامش بخش روح و جان

خوش باشید

بر گرفته از  وبلاگ http://mahshid-jkd.blogfa.com/87091.aspx

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٩
تگ ها : سیاهکل ، رشت ، دیلمان
comment نظرات ()