ترنم سفر


 

و 22 بهمن 1382
اعضاي برنامه : هادي صابري – حميد شفقي

خداوند پاكي و راستي ، خداوند بزرگي و مهر ، خداي تمام زيباييها و خدايي كه توصيف كردن تو در حد و اندازه بندگان ناقص نيست . هر بار كه نمونه اي از كارهاي تو را مي بينيم در حال بزرگترين عبادت هستيم و نماز طبيعت بي رياترين نمازهاست . زيباييهاي شگفت انگيزي كه بي شك كوچكترين قسمت از عظمت تو را پر نمي كنند براي ما قابل هضم نيست و انسان متوجه اوج كوچكي خود مي شود .

سنگ انگشت ها با توجه به صحبتهايي که در مورد تعطيلات 22 بهمن کرده ايم ، تصميم به پيمايش غار قلعه كرد مي گيريم . غاري كه با وجود نهايت زيبايي كمتر مورد توجه غار نوردان حرفه اي قرار گرفته است . تيم دو نفره ما متشكل از من و دوستم هادي صابري صبح روز سه شنبه 21 بهمن ماه 1382 به سمت همدان حركت مي كنيم . مسير اوليه ما شهر آبگرم است . اين شهر در نيمه راه همدان و در استان قزوين قرار گرفته است . در آبگرم پياده مي شويم. بايد سواري دربست به مقصد ده قلعه كرد بگيريم . سواريها با ديدن كوله هايي بر پشت ما احساس مي كنند كه روز كاسبي آنها فرا رسيده است . خلاصه چانه زدن ما به جايي نمي رسد و تصميم مي گيريم كه گشتي در شهر بزنيم تا شايد يك انسان منصف در اين شهر پيدا كنيم . در اين بين با فردي به نام رضا فتح خاني آشنا مي شويم . او از اهالي آبگرم است و فردي خوش برخورد و متفاوت از چيزهايي كه در ديگران ديده بوديم نشان مي دهد . خلاصه با آقا رضا كنار آمده و قرار مي شود او ما را با كرايه 3000 تومان به ده قلعه كرد برساند . ( سواريهاي ديگر تقاضاي 5000 تومان مي كردند !! ) . خلاصه در جاده اي آسفالته در دشتي وسيع به سمت ده قلعه كرد حركت مي كنيم . دهاتي مانند علي آباد ، چنگوره ، حصار ارمني را رد مي كنيم . رودخانه خررود كه در اين فصل آب كمي دارد در وسط دشت با پيچ و خمهاي زياد شبيه به ماري بزرگ مي گردد . ده قلعه كرد در كيلومتر 40 اين جاده است . به قول آقا رضا 70 درصد اهالي اين منطقه در تهران آهن فروشي مي كنند . 20 درصد زراعت و بقيه به قاچاق اسلحه و مواد مخدر مشغولند . به هر حال با آقا رضا كاملاً رفيق مي شويم و آقا رضا سفارش ما را به يكي از اهالي ده مي كند . دهانه غار در ضلع جنوب غربي ده قرار دارد . تا دهانه غار تقريباً نيم ساعت راه مي باشد . دهانه غار نسبتاً بزرگ است و در حدود 15 متر طول و 10 متر ارتفاع دارد . وسايل خود را آماده كرده و پس از خوردن غذايي به سمت داخل غار حركت مي كنيم . مجبوريم كوله هاي بزرگ خود را نيز تا دهانه فرود غار ببريم تا امنيت داشته باشند . از دهانه غار به سمت داخل كم كم راهرو باريك شده تا جايي كه مجبوريم به حالت خزيدن در اين راهرو حركت كنيم . بعد از حدود 20 متر راهرو عريض شده و به تالار چاه مي رسيم . در اين قسمت يك طنابچه را دور يك سنگ آهكي سوراخ شده بلوك مي كنيم و كارگاه فرود مي زنيم . فرودي به ارتفاع 12 متر كه كاملاً در فضا مي باشد . در پايين فرود وارد تالار اصلي غار مي شويم . تالاري بسيار بزرگ و وسيع كه خود به چندين راه تقسيم مي شود . ته طناب را دور يك استلاگميت گره مي زنيم تا طنابمان دودر نشود . تصميم مي گيريم از راههاي سمت چپ شروع كنيم . تعدادي از راههاي كف و سقف را امتحان كرده و به بن بست مي خوريم . يك راه گربه رو را به صورت خزيده داخل رفته و به يك حوضچه آب مي رسيم كه در گوشه آن تعداد زيادي استخوان انباشته شده است . و در نهايت بن بست است . مسير را بر گشته و به سمت جلو ادامه مي دهيم . تالار شياطين از پله اي به ارتفاع 4 متر صعود كرده از داخل گربه رويي بسيار تنگ و به طول 2 متر وارد تالار بعدي مي شويم . در اين تالار تعدادي استلاگميت و استلاگتيت به طوري قرار گرفته اند كه انگار شخصي را در وسط خود محاصره كرده اند . نام اين تالار را محاصره مي گذاريم و از سوراخي به اندازه 70 سانت در 50 سانت كه به شكل دهان يك مار است وارد تالار بعدي مي شويم . در اين تالار تازه احساس مي كنيم كه اين غار بسيار بزرگ و گسترده است . تالاري به طول 50 متر و ارتفاع 2 متر و عرض 7 متر كه هزاران تزئينات سوزني آهكي از سقف آن آويزان است و در دوطرف استلاگميتهاي فوق العاده زيبا شكل گرفته است . اسم اين تالار را تالار شياطين مي گذاريم . تالار شياطين در همان ابتدا مسيري به سمت راست دارد كه اين تالار سمت راستي تالاري است با سقفي در حدود 10 متر و استلاگميتهاي فوق العاده بزرگ و متفاوت با تالار شياطين كه ما نام آن را تالار فرشته ها مي گذاريم . تالار فرشته ها و تالار شياطين به موازات هم جلو رفته و به تالار بسيار بزرگ و با عظمتي مي رسند. اين تالار به قدري وسيع است كه شايد فقط خود اين تالار اندازه يك غار رودافشان ، بزرگ باشد ( با اين تفاوت كه هيچ كدام از تزئينات آهكي اين تالارها شكسته نشده و دست نخورده است ) . اسم اين تالار را ضيافت مي گذاريم . در گوشه سمت چپ اين تالار يك رديف آهكي به طول 10 متر و ارتفاع 2 تا 5 متر شكل گرفته است كه انگار گروهي آدم انگشتان خود را به سوي آسمان گرفته اند . از پشت سنگ انگشتها به سمت جلو رفته و تعدادي گربه رو را پيموده و به بن بست مي خوريم . مسير را به سمت جلو ادامه داده و به پله اي لغزنده به ارتفاع 5 متر مي رسيم كه از داخل گربه رويي باريك به تالار بعدي مي رسيم . سد سنگي که جلوي آب تشکيل شده در اين قسمت وارد يك راهروي به عرض 50 سانت مي شويم كه در دو طرف آن تشكيلات آهكي به مانند نگهبانان راهرو ايستاده اند . نام اين راهرو را راهروي نگهبان مي گذاريم و از يك سوراخ باريك گذشته و از پله اي به ارتفاع 5 متر پائين مي آييم. وارد راهروي ديگري مي شويم و اين راهروي به طول 50 متر و عرض 5 متر را به سمت جلو ادامه مي دهيم. تعدادي از گربه روهاي اين تالار به تالارهاي ديگري متصل مي شوند و مجددا به همين تالار بر مي گردند . در انتهاي اين راهروي عريض يك پله به ارتفاع 6 متر را صعود كرده از كنار قنديلهاي وحشت انگيز سقف عبور مي کنيم و وارد تالاري سربالايي مي شويم . اين تالار به سمت بالا بن بست مي شود و به سمت پايين وارد همان راهرو مي شود . ولي در اينجا يك شكاف وجود دارد كه از اين شكاف وارد يك تالار زيباي آهكي نمكي مي شويم .اين تالار پس از چرخشي ،از طريق يك مسير گمراه كننده به راهروي اصلي برمي گردد . ساعت 5:30 است . به سمت محل فرود برگشته و با گري گري و پروسيك باخ من صعود مي کنيم. وسايل را به دهانه غار آورده و چادر مي زنيم و پس از خوردن غذا به خواب عميقي فرو مي رويم.

صبح ساعت 9 آماده دومين پيمايش مي شويم . فرود رفته و خود را به سنگ انگشتها مي رسانيم. اين بار به سمت راست تالار بزرگ ضيافت حركت كرده و تازه متوجه مي شويم اين غار چقدر عظيم و بزرگ است . سنگهاي بزرگي كه از سقف بر زمين افتاده است ( بر اثر زلزله سال 80) وكف تالار كه صداي پوكي ميدهد هر كدام به نوعي جذاب است . تالار ضيافت تعداد زيادي تالار فرعي در سمت چپ و راست خود دارد . اين تالارها اكثراً به همديگر منتهي مي شوند و يا به گربه رو هايي كه در تعدادي از آنها به دليل تنگ بودن گير مي كرديم و بازگشت با مشكل و صرف انرژي فراوان همراه بود . به هر حال تالار عظيم ضيافت را به سمت جلو ادامه داده و از تالارهاي بزرگي مثل آمفي تئاتر رد مي شويم . اين سالن مانند صندليهاي بيشماري بود كه در كنار هم چيده شده باشند و آماده اجراي يك مراسم ! پس از مدتي حدود 1 ساعت راه رفتن به سمت جلو به يك گربه رو مي رسيم . خود را به زور از ميان اين گربه رو به داخل مي کشانيم. واقعاً صحنه اي را كه ديديم هر كسي بايد خود ببيند و من قادر به توصيف زيبايي آن نيستم . از اين گربه رو وارد تالار عظيم ديگري شديم كه مانند دهان و دم يك اژدها بود . نام اين تالار را كام اژدها مي گذاريم. از راهرويي با طول 15 متر و عرض 1 متر و ارتفاع 2 متر به تالار ضيافت برمي گرديم. در سر راه به تالاري شبيه به يك سوراخ بسيار بزرگ با تزئينات آهكي فوق العاده مي رسيم . راهمان را به سمت مسير فرود ادامه داده و خود را به وسايل مي رسانيم . وسايل را جمع كرده و اين غار را با آرامش فوق العاده خود به حال خود رها مي كنيم . با آقا رضا تماس گرفته و او ما را به شهر آبگرم مي رساند . همچنين او غار ديگري را در نزديكي آبگرم به ما نشان مي دهد كه گفته شده كوهنوردان زنجان 13 ساعت در اين غار جلو رفته اند و با مشكل كمبود اكسيژن مواجه شده اند و برگشته اند . پيمايش اين غار را به برنامه بعدي محول مي كنيم . آقا رضا كه ديگر كلي مخلص او شده ايم لطف كرده و ما را در شهر آبگرم مي گرداند. گشتي زده و با هم ناهار مي خوريم . سپس وسايل خود را به رضا سپرده در آبگرم خستگي غار را از تن خود در آورده و سرحال و شاد به سمت كرج بر مي گرديم .

تالار چاهتالار حجله

در اين غار نه خبري از فركانسهاي مزاحم جامعه بود و نه خبري از تمدن ويرانگر بشر . در اينجا فقط سكوت مطلق بود و گاهي قطره هاي آب از سقف پرواز كرده و در دل حوضچه اي شيرجه مي رفتند . آرامش اين صدا فوق العاده بود . در اينجا فقط آرامشي بود كه خالق توانا در آن دست داشت . در اينجا نه خبري از نامرديهاي روزگار و نه خبري از دروغهاي افراد ، بلكه تنها خبري كه بود پيغام آرامش بود .

تصوير 1- سنگ انگشت ها
تصوير 2- تالار شياطين
تصوير 3- سد سنگي که جلوي آب تشکيل شده
تصوير 4- تالار چاه
تصوير 5- تالار حجله
عکس ها از حميد شفقي و هادي صابري

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٤/٢
تگ ها :
comment نظرات ()