ترنم سفر


 

واگویه ای برای تو

من از انتهای سرزمین آبا و اجدادی شنیدم سخن راستی و درپی درستی فرسنگها را زیرپا گذاشتم تا مثقالی از صداقت به کف آوردم.

با کوله بار عشق و امید بر ظفر نظر انداخته ام. و تو ای همراه با من باش تا صبح فیروزی.

بهانه من برای ماندن با تو عشق است.

هان ای بیدار دلان بر من خفته آرام بگرید تا بر اندوه جاماندن تنها باشم.

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢٠
تگ ها :
comment نظرات ()