ترنم سفر


+ قلعه رودخان

 

 

نتايج اوليه از دو فصل كاوش در

قلعه رودخان فومن در سال 82

 

 

اين بنا كه به شماره 1546 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده ، مدتهاي طولاني تختگاه و مركز حكومت حكام گيلاني ( بيه پس ) بوده و در ستيغ كوهي مرتفع بنا گرديده است . اين كوه در بخش علياي رودي به همين نام و در حدود بيست وپنج كيلومتري جنوب شرقي شهرستان فومن واقع شده است .

قلعه‌رودخان دژي است بس مستحكم و بزرگترين قلعه دفاعي كشور ايران به شمار ميرود كه كلاً از سنگ و آجر شكل گرفته است . تنها ورودي قلعه در بخش شمال شرقي قرار دارد كه داراي دو برج دفاعي مستحكم مي‌باشد بر اساس كتيبه‌اي كه در سر در آن نصب بوده ( امروزه در موزه رشت نگهداري مي‌شود ) در سال 918 تا 921 به امر سلطان حسام الدين بن اميره و باج بن امير علاءالدين اسحقي تجديد بنا گرديده است .

 كاوشهاي باستانشناسي در قلعه‌رودخان

اولين فصل كاوش و پژوهشهاي باستانشناسي در سال 79 به سرپرستي آقاي رضا صدركبير و دومين و سومين فصل آن به سرپرستي آقاي شهرام رامين كارشناس باستانشناس اداره كل ميراث فرهنگي گيلان انجام پذيرفت .

در دومين فصل كه از تاريخ 20/3/82 لغايت 4/5/82 صورت پذيرفت ، كلاً منطقه شمال غرب و قسمتهايي از جنوب غربي آن مورد پيگردي قرار گرفت . همچنين ده گمانه آزمايشي نيز در قسمت شرق زده شد كه اطلاعات بسيار مفيد و سودمند اما نا كافي ارائه داد .

سومين فصل نيز از تاريخ 26/9/82 لغايت 10/11/82 به مرحله اجرا در آمد كه قسمتهايي از جنوب و جنوب شرقي آن پاكسازي و معماري با شكوه اين قسمتها از دل خاك بيرون آمد .

در طي اين دو فصل 65 سازي آجري و سنگي مشخص و مستندسازي شد و كلاً 60 تا 65 درصد خاكبرداري قلعه صورت گرفت كه اميد ميرود با ادامه كاوش در سال 83 به تعداد ديگري از سازه هاي معماري دست يابيم .

همچنين در ميان آثار بدست آمده از كاوش و گمانه‌زني دو فصل اخير ، سفال بيشترين و اصلي‌ترين يافته‌هاي فرهنگي را به خود اختصاص داد. يكي از مواردي كه مي‌بايست در مطالعه سفالها مورد توجه قرار داد اينكه بيشتر آنها از لحاظ شكل ، ساختار و تزئينات شباهت زيادي به همديگر دارند. در ميان هـــــزاران قطعه بدست آمده تنها تعداد معدودي از آنها داراي ارزش مطالعاتي هستند. شايد يكي از دلايل اين امر كاركرد تدافعي قلعه باشد كه ضرورتي در توليد و وارد كردن انواع و اقسام ظروف سفالي احساس نمي‌شد.

بطور كلي قدمت سفالهاي اين دو فصل به دوره‌هاي قاجار ، صفوي و ايلخاني ميرسد . البته اين گفته به اين معنا نيست كه قدمت دقيق قلعه مربوط به اين دوره‌ها مي‌باشد، بلكه براي بدست آوردن جواب قطعي نياز به پژوهش در ديگر قسمتها است .

 

 

 

 

 

 

رودخان نام قلعه‌اي است متعلق به دوره سلجوقيه كه برفراز ارتفاعات جنگلي شهرستان فومن در روستاي رودخان ساخته شده و 6/2هكتار مساحت و 65 برج و بارو و ديواري به طول 1500 متر دارد. رطوبت بيش از حد هوا باعث رويش گياه در لابه‌لاي ديوارهاي قلعه و پوسيدگي آنها شده، اما با اين حال در مقايسه با قلعه‌هاي ديگر، رودخان سالم مانده است. قلعه عظيم وشگفت انگير قلعه رودخان در ۲۵كيلومتري جنوب غربي فومن كه در حوزه جغرافيايي اين شهرستان قرار دارد در قله كوهي در دل جنگل آرميده است. حوادث طبيعي و دستبردهاي انساني هرچند كه آسيبهاي زيادي به اين پيكره عظيم وارد كرده اند از عظمت و بزرگي آن نكاسته است. براي رسيدن به قلعه پس از عبور از شهر فومن، روستاهاي گشت، كردمحله، گشت رودخان، سياه كش، سيدآباد و قلعه رودخان در جاده اي كه نيمي از آن آسفالت و نيمي ديگر خاكي است باید طي مسير کرد و به روستاي حيدرآلات كه جاده اي اتومبيل رو به آن ختم مي شود، رسيد. از اينجا تا قلعه را بايد با پاي پياده كه حدود ۵كيلومتر است طي کرد. زمان لازم براي طي كردن اين مسير با پاي پياده حدود يك ساعت و نيم است که مقداري از آن را از طريق پله های احداثي بايد طي کرد. برخى از ساكنين منطقه به اين شايعه باور دارند كه اين قلعه را «جن ها» بنا كرده اند. آنها در باور خود، اظهار مى دارند هيچ بنايى كه توسط آدميزاد بنا شده باشد، نمى تواند اينقدر دوام بياورد. بر اساس تحقيقات انجام شده، اين دژ عظيم كه به قلعه روخان (رودخان) موسوم است، طى وقايع و رويدادهايى كه پس از دوره ساسانى به وقوع پيوست، تخريب شد، اما در قرن ۵ و ۶ هجرى قمرى و در زمان حكومت سلجوقيان تجديد بنا شد و به همين جهت در شمار قلاع اسمعيليه مشهور است. اين مكان تاريخى يكى از ديدنى ترين نقاط استان گيلان محسوب مى شود كه در صورت انجام اقدامات اساسى براى مرمت و بازسازى و نيز معرفى و شناسايى آن قابليت فراوانى براى جذب توريستهاى داخلى و خارجى پيدا مى كند.

پيشينه تاريخي

در متون تاريخي تا قبل از قرن دهم هجري قمري نامي از قلعه رودخان برده نشده اما «خجكو » محقق لهستاني الاصل كه سال۱۳۸۰ در گيلان حضور داشته از اين قلعه يادو آن را اينگونه توصيف كرده كه: «در دشت فومن و قسمتهايي از گيلان آثاري است كه نمونه دهكده هاي كهن است. قلعه رودخان دژي است در بالاي كوهي با رودخانه اي به همين نام. بام آن از سنگ و آجر است. در طرفين در ورودي دو برج دفاعي مستحكم است و...» در كتيبه سنگي كه در گذشته بر بالاي در ورودي قلعه نصب بود و اينك در موزه مردم شناسي گيلان نگهداري مي شود، نوشته شده ، اين قلعه كه به نام قلعه حسامي است، نخستين بار در سال ۹۱۸ تا ۹۲۱ هـ.ق به امر سلطان حسام الدين بن اميره و باج بن اميره علاءالدين اسحقي تجديد بنا شد و چون اهميت سوق الجيشي والاِِيي داشته است مدتها مورد استفاده سلاطين اسحاقوند و اسمعيليه بوده است. تحقيقات سازمان ميراث فرهنگي، قدمت اين قلعه را به دوره سلجوقيان نسبت مي دهد اما روايتهاي ديگري بناي اوليه اين قلعه را به دوره ساسانيان نسبت داده است كما اينكه اين قلعه تا دوره زنديه مورد استفاده حكام و فرمانروايان محلي قرار مي گرفت و به نظر مي رسد پس ازآن قلعه مورد استفاده قرار نگرفته و متروك مانده است.


طبيعت منطقه رودخان

از روستاي قلعه رودخان تا قلعه رودخان طبيعت بسيار زيبا و چشم اندازهاي زيادي وجود دارد كه توجه هر بيننده اي را به خود جلب مي كند. رفت و آمد با وسيله نقليه تا فاصله يك و نيم كيلومتري قلعه رودخان امكان دارد. در مسير صعود به قلعه درختاني با قدمت طولاني به سمت آسمان قد علم كرده و نور از لابه لاي شاخه هاي اين درختان به پايين مي ريزد. ارتفاع قلعه بين 665 تا 715 متر از سطح دريا ميباشد. در سمت راست قلعه، رودخانه‌‏ای به همین نام قرار دارد كه از ارتفاعات، سرچشمه گرفته و آب آن از جنوب به شمال در جریان است.

معماري قلعه

قلعه رودخان از آجر ساخته شده است. از اين قلعه آجري با نام هاي متفاوتي ياد كرده اند. چون سكسار و قلعه حسامي و روخان شفت. قلعه رودخان، به طول 1550 متر و 250 هزار متر مربع مساحت، داراي 65 يا به نقلي 42 برج و بارو است. در ساخت بنا از شيوه هاي معماري مختلف بهره گرفته شده كه علاوه بر قدرت دفاعي قلعه از ويژگيهاي معماري خارق العاده اي برخوردار است. ساخت ديوارهاي قلعه به گونه اي است كه از پستي و بلنديهاي طبيعي منطقه حفاظت مي كند و به عنوان يك قلعه حكومتي ـ نظامي از امكانات زيستي با توجه به آب كافي به صورت چشمه و آب انبار برخوردار بوده است که چشمه این قلعه در زلزله سال 1369 خشک شد . البته آب انبار آن هنوز هم با همان عظمت و زيبايي برجاي مانده است. نماي كلي قلعه به شكل نامنظم از دو قسمت غربي و شرقي تشكيل شده و تمامي اين دو بخش به وسيله برج و بارو محصور شده است. فرم کلی قلعه نامنظم است و از دو بخش شرقی و غربی تشکیل شده است. بخش غربی شامل دروازه ورودی، چشمه، حوض، آب انبار و سردخانه، حمام، آب ریزگاه و شاه نشین و تعدادی واحد مسکونی می باشد.

این قلعه از دو بخش تشکیل شده است: 1- ارگ یا محل اسکان حاکم و خانواده. 2- قسمت نظامی یا قورخانه

ارگ یا شاه قلعه در دو طبقه و از آجر ساخته شده و در قسمت غربی این بنا واقع است. قلعه کلا دارای دو ارگ و 16 قراول خانه است. قراول خانه ها به صورت دو طبقه با نورگیرها و روزن های متعدد به محیط اطراف مسلط است. قسمت نظامی یا قورخانه. در قسمت شرقی قلعه رودخان، بناهای مخروبه وجود دارد. در قسمت شمال و جنوب، دیوارهای محصور كننده قلعه، برج‌های نگهبانی در فواصل مختلف، به چشم می‌خورد . اتاق‌های هشت ضلعی كه از آجر ساخته شده، هنوز بر فراز برج‌ها دیده می‌شود. مساحت بخش شرقی كمتر از بخش غربی آن است. بخش شرقی شامل دوازده ورودی، زندان، در اضطراری، حمام و آبریزگاه و همچنین چند واحد مسكونی است و بخش غربی دارای دوازده ورودی، چشمه، حوض، آب انبار، سردخانه، حمام، آبریزگاه، شاه نشین، و چند واحد مسكونی كه به وسیله برج و بارو محصور شده، می‌باشد. ورودی قلعه در سمت شمال جای دارد و در اطراف آن دو برج عظیم سنگی دیده می شود و ارتفاع پایین ترین نقطه قلعه (در ورودی) تا بالاترین نقطه آن (ارگ شا) 100 متر می باشد. در داخل دیوارهای قلعه منافذ و ترکش هایی که به سمت بيرون شيب دارند برای ریختن مواد مذاب و تیراندازی تعبیه شده و در بخش هاي آسيب پذير و نقاط حساس سنگ با ملات ساروج بكار رفته است. اما در مسیر اطاقها و برجها و سقفهای گنبدی شکل از آجر، گچ و ملات ساروج استفاده شده است. از وجوه جالب توجه در معماری قلعه روخانه کاربرد طاق های جناقی و انواع مختلف آن است و نحوه آجر کاری و سنگ چینی آن که نشان از دقت استادان سازنده آن دارد. دكتر منوچهر ستوده در كتاب از آستارا تا استرآباد جلد يك صفحه ۱۵۸ مي نويسد «قلعه رودخان سومين بنا از بناهاي عجيب هفتگانه گيلان است كه من تاكنون دژي با عظمت و استحكام آن نديده ام. تنها دژي كه مي تواند برابر همان قلعه باشد قلعه استخر فارس است. مصالح به كار رفته در بنا بخصوص در پى و ديوارهاى خارجى آن از سنگ بادبر و محوطه هاى داخلى و قراولخانه ها و برجك ها از آجر و ملاط و ساروج است، در ساخت ديوارهاى خارجى و بناهاى حاشيه قلعه از پستى و بلندى كوه تثبيت شده و وسعت آن حاكى از اهميت فراوان قلعه است. ورودى قلعه از سمت شمال است كه بعد از هشتى وارد محوطه قلعه مى شوند. در اطراف قلعه ۱۶ قراولخانه و دو ارك وجود داشته است، ارك اصلى در منتهى اليه ضلع غربى قلعه قرار دارد و قراولخانه ها به صورت دو طبقه با نورگيرها و روزنه هاى متعدد بر محيط اطراف مسلط اند.

گفته مى شود قلعه در دو طبقه طراحى شده بود، اما اكنون چيزى از طبقات زيرزمينى موجود نيست. شرايط اقليمى و رطوبت بسيار زياد كه در رويش گياهان خودرو و درختان تنومند چندصد ساله مؤثر بوده است، عامل اصلى در تخريب اين بنا به شمار مى رود. قراولخانه ها و قسمتهاى حساس قلعه در قشرى از خزه ها و پيچك ها پنهان شده و درحال حاضر به جز شاه نشين و ارك آن كه در حال خرابى و نابودى است، بقيه قلعه شامل قسمتهايى از قراولخانه ها و اماكن مخصوص نگهبان و برجك ها و تركش هايى كه به صورت افقى و مايل، حفاظت و امنيت قلعه را تضمين مى كرده اند، نسبتاً سالم و قابل ترميم هستند. به گفته كارشناسان در طرح احيا و تجهيز قلعه روخان، ساخت جاده براى دستيابى به محوطه تاريخى قلعه ضرورى است. اين قلعه از هدايت خان حكمران فومن در دوره كريمخان زند به حال خود رها و به طور كلى متروك شد، عوامل گياهى و درختان قطور كه سراسر قلعه را در خود فرو برده اند، در فرسايش عناصر معمارى و ريزش برج و بارو و قراولخانه ها تأثير زيادى داشته است. همچنين وجود پرتگاههاى عميق، قراولخانه هاى مطبق، تقسيم بندى مواضع نگهبانى، ديوارهاى بلند و دفاعى، همه و همه حكايت از موقعيت استراتژيكى قلعه دارد، نشان مى دهد صدها سال پيش اجداد ما از اصول پيشرفته علمى و دفاعى بهره مند بوده اند. در طول تاریخ قلعه هیچگاه دشمن به آن نفوذ نکرده و نتوانسته آن را فتح کند که خود نشان دهنده مهارت و فن آوری معماران چه از لحاظ علوم نظامی و چه از لحاظ معماری آن است. ارتفاع قلعه از شهر رشت 680 متر است در سمت شمالي قلعه، رودخانه‌اي به نام قلعه رودخان وجود دارد كه با اندك باران آب دو برابر شده به طوري كه اين رودخانه در گذشته مانع حركت سربازاني بود،كه به طرف قلعه مي‌رفته‌اند و به طور طبيعي از حمله به قلعه جلوگيري مي کرده است. جنگل‌هاي انبوه قديمي نيز مانع ديگري براي حركت مردان جنگلي بوده است به همين خاطر اين دژ در دوران آباداني ممتد خود كمتر مورد حمله متجاوزين قرار گرفته است. سازندگان قلعه از اصول پيشرفته علمي دفاع و حصار بندي كاملاً آگاه بودند و به همين دليل در طي قرون متمادي ، اين قلعه در برابر تهاجم و يورش ها هرگز در مقابل دشمن سر تسليم فرود نياورده و نشاني از تخريب انساني و حريق در آن به چشم نمي خورد.

دروازه ورودي

در بدو ورود و پديدار شدن قلعه، نظر بيننده متوجه دروازه عظيم بالا و برج باهيبت آن مي شود. در طرفين دروازه دو سكو از جنس سنگ لاشه به ارتفاع 1.5 متر وجود دارد كه محل استقرار محافظين قلعه بوده است. ورودي دروازه با قوس جناغي از جنس سنگ به عرض 2.6‎ متر و ارتفاع 6.3 متر ساخته شده است. آب انبار در بخش غربي و در پايين ترين سطح قلعه به فاصله 140متري از دروازه ورودي به صورت هشت ضلعي كه اندازه هر ضلع آن 2 متر است ساخته شده، كف آن از سنگ و ارتفاع آن با نوك گنبد 4.5 متر است. از زيباترين بخشهاي اين قلعه، بناي شاه نشين است كه درانتهاي بخش غربي در فاصله 200متري از دروازه و در بلندترين نقطه برفراز تپه اي طبيعي كه مقر حكمران و پادشاه بوده است، بنا شده است. اين قلعه دروازه كوچكتر ديگري نيز در بخش شرقي دارد كه گويا از اين دروازه در مواردخاص استفاده مي شده است. قلعه فراموش شده تا سال۱۳۷۷ (حدود ۵سال پيش) اين قلعه در خاموشي مطلق مي زيست و در غربت تاريخي خويش آرميده بود. تنها معدودي از جوانان عاشق وعلاقه مند از استانهاي آذربايجان، اردبيل و نيز مردم بومي گيلان در فصلهاي بهار و تابستان به صورت انفرادي ياگروهي به ديدار اين بناي شگفت انگيز و درعين حال غريب مي رفتند و همين ديدارها و رفت و آمدهاي مردم، مسؤولين را متوجه عظمت اين قلعه باستاني كرد كه در پي آن اقداماتي در جهت بازسازي جاده ارتباطي ، پلهاي موقت چوبي بر روي رودخانه هاي مسير پياده روي و سنگ فرش كردن مسير از پاي قلعه تا بالاي آن صورت گرفت. نكته جالبي كه به چشم مي خورد، انبار بزرگي از آجر در محل بنا است كه براي مرمت بنا از همين آجرها استفاده مي شود. پس از آن، از طريق چاپ بروشور، عكس، فيلم و درج مقالاتي در روزنامه ها و مطبوعات و نمايش فيلمهاي تهيه شده در رسانه هاي گروهي، توجه مردم به خصوص جوانان به اين قلعه عظيم باستاني در سراسر ايران را جلب كرد. در دو سال اخير، اين حضور چنان چشمگير و غافلگير كننده بود كه مشكلات فراواني را براي بازديدكنندگان به وجود آورد و مسؤولان نيز با حركتهاي نه چندان سريع خود قادر به جوابگويي به اين حركت بزرگ جهانگردي در منطقه نيستند.

مشکلات موجود

نبودن راه ارتباطي مناسب تا پاي قلعه به خصوص چندكيلومتر انتهايي جاده كه به صورت خاكي و بدون زيرسازي است، براي گردشگران مشكل آفرين است. نداشتن پاركينگ مناسب براي اتومبيلها، نبودن امكانات پذيرايي مانند رستوران، چايخانه و اقامتگاه، فقدان هرگونه امكانات رفاهي و تسهيلاتي در پاي قلعه و... از مشكلات موجود در مسير اين مكان تاريخي است. متأسفانه مردم ساكن در نواحي مجاور قلعه كه داراي اقتصاد دامي و كشاورزي هستند، از شرايط نامطلوب اقتصادي، بهداشتي و اجتماعي رنج مي برند. از سويي ديگر، پايين بودن سطح دانش همگاني، نبودن زيرساختهايي مانند جاده، آب و برق (در بعضي قسمتها) محروميت مضاعفي را بر مردم اين منطقه تحميل كرده است و اين در شرايطي است كه همين مردم در كنار بناي باعظمتي زندگي مي كنند كه حكايت از تمدني كهن دارد. شرايط به وجود آمده ازنظر گردشگري در منطقه مي تواند تحولي عظيم در جهت بهبود اقتصادي و اجتماعي مردم فراهم آورد. براي رونق منطقه بستر لازم براي سرمايه گذاريهاي كوچك و بزرگ بخش خصوصي در اين منطقه فراهم شود و حداقل براي سال آينده گردشگري كه چند ماهي بيش نمانده با حمايت از سرمايه گذاريهاي كوچك، امكانات و تسهيلات لازم براي گردشگران در سال آينده فراهم گردد. بنابر شواهد موجود بناي تاريخي مذكور از رويش گياهان هرز، ريشه درختان خودرو، سقوط درختان شكسته شده بر اثر باد و برف و عدم رعايت گردشگران بيشترين صدمه‌ها را ديده است. بسياري از ديوارهاي قلعه ريخته و در قسمت اعظمي از ديواره‌ها و بناهاي قلعه گياهان هرز ريشه دوانيده‌اند. از نگهبان اين قلعه كه دوره سربازيش را مي‌گذارند در مورد وضعيت قلعه و بازسازيش سوال مي‌كنيم جعفرپور مي‌گويد: «گياه‌زدايي داخل قلعه و قطع درختاني كه برج‌ها و ديوارها را در معرض خطر جدي قرار داده بود طي چند مرحله انجام شده است. اما اين اقدامات كافي نيست. وي مي‌افزايد: «به محض شروع فصل بهار، خزه‌ها به سرعت زيادي در ديوارها و بناها رشد مي‌كنند و در خرداد ماه به اوج خود مي‌رسند به طوري كه گويي تمام ديوارهاي قلعه پوششي سبز احاطه كرده است.» جعفرپور، از برف زمستانی منطقه به عنوان عامل مخرب ديگري نام مي‌برد. به گفته او ميزان بارش برف در اين منطقه به قدري زياد است كه درخت‌هاي اطراف قلعه به راحتي شكسته و روي ديوارها مي‌افتند.

مرمت و نظر کارشناسان

در آخرين روز از مهرماه سال ۸۰ از سوى منابع مسؤول شروع عمليات اجرايى فاز دوم قلعه روخان اعلام شد. بر اساس اين اعلام در فاز دوم بايد راه توريستى منتهى به قلعه تعريض، شن ريزى و آسفالت مى شد و براى اين منظور ۶۰۰ ميليون ريال از سوى سازمان ايرانگردى و جهانگردى وقت اختصاص يافت ولى از وضعيت اجراى اين پروژه خبرى منتشر نشده است. يكى از كارشناسان باستان شناسى اداره كل ميراث فرهنگى اظهار مى دارد نخستين كاوش و پژوهشهاى باستان شناسى در سال ۱۳۷۹ به سرپرستى رضا صدر كبير انجام شد، دومين فصل كاوش در سال ۸۲ را شخصاً انجام دادم با اين هدف كه قدمت دقيق قلعه معلوم شود، شناسايى آثار باستانى در قسمتهاى ناشناخته پيگيرى و براى مشخص كردن لايه هاى استقرارى قلعه اقداماتى صورت گرفت. شهرام رامين ادامه مى دهد: اين برنامه با حفارى و خاكبردارى در جهت غرب قلعه از بيستم خردادماه تا چهارم مردادماه ۸۴ به مدت ۴۵ روز ادامه يافت و به طور كلى منطقه شمال غربى و جنوب غربى آن پاكسازى شد. همچنين در قسمت شرق نيز ده گمانه آزمايشى زده شد كه اطلاعات بسيار مفيد و سودمند، اما ناكافى ارائه داد. شهرام رامين خاطرنشان مى كند: در ميان آثار به دست آمده از كاوش و گمانه زنى فصل اخير، غير از آثار معمارى، سفال بيشترين و اصلى ترين يافته هاى فرهنگى را به خود اختصاص مى دهد. از لحاظ پراكندگى مكانى، نظم و ترتيب خاصى در پراكندگى سفال ديده نمى شود، قطعات سفال هم در داخل سازه ها، هم بر سطح پله ها و در گمانه هاى كاوش به دست آمدند. اما برخى از نقاط داراى سفال كمتر و برخى ديگر مقادير بيشترى سفال داشتند. به هنگام كاوش در سازه حدود ۱۲ كيسه فقط از اين سازه كه مساحت زيادى ندارد، سفال جمع آورى شد. حال آنكه در بعضى نقاط تنها چندين تكه به دست آمد. اين كارشناس باستان شناس شباهت شكل، ساختار و تزئينات سفالها را در مطالعه مربوط به كاوش و پژوهش پيرامون اين قلعه مؤثر مى داند و ادامه مى دهد در ميان هزاران قطعه به دست آمده، تنها تعداد معدودى از آنها ارزش مطالعاتى داشته اند كه شايد يكى از دلايل آن، كاركرد توافقى قلعه باشد كه ضرورتى در عقيده و توليد و وارد كردن انواع و اقسام ظروف سفالى احساس نمى شد و ساكنين قلعه تنها به توليد و استفاده از ظروف سفالين خاص بسنده مى كردند. شهرام رامين مى گويد كه قدمت سفالهاى به دست آمده به دوره ايلخانى (سده ۷ و ۸ هجرى) مى رسد. به گفته اين كارشناس، از چند سال قبل اقداماتى در جهت ترميم و بازسازى قلعه صورت گرفته كه از جمله اين اقدامات، مى توان از پاكسازى و علف زدايى از محوطه اثر، تهيه مدارك فنى مربوط به بخشهاى ميانى، تجهيز كارگاه و انجام حفاظتهاى اضطرارى و موضعى، مرمت قسمتى از برجهاى ورودى و ضلع شمالى، ترميم سقف قسمتهايى از بخش ميانى، رطوبت زدايى از بنا، ساخت درها و پنجره هاى چوبى، نصب تأسيسات برقى، بندكشى فضاهاى داخلى و تهيه و نصب تابلوهاى راهنما شامل ويژگيها و تاريخچه بنا و موقعيت آن نام برد. به هر حال به نظر مى رسد مرمت و بازسازى كامل قلعه روخان و راههاى منتهى به آن و نيز انجام كارهاى فرهنگى و تبليغى براى شناساندن اين كهن ترين دژ نظامى گيلان و تبديل آن به يك منطقه توريستى و تحقيقاتى راه درازى در پيش باشد.











 
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٤/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک