ترنم سفر


از الموت به دوهزار

  صعود به قله سيالان محمد قدمعلي: در گستره ی طولاني البرز از شمال آذربايجان تا شرق سمنان ،ارتفاعات بسياري افزون بر چهار هزار متر است; اما صعود به هيچ يك حس تكرار صعود ديگري را تداعي نمي‌كند. از جمله ی اين ارتفاعات زيبا در البرز غربي قله ی چهار هزار و 131 متري سيالان واقع در شمال الموت قزوين و جنوب تنكابن است.

صعود به سيالان از جنوب و فرود از آن از شمال تجربه ی زيباي دوگانه ی ناحيه ی كوهستاني سرد و خشك الموت و كوهپايه‌‌هاي كاملا مرطوب و جنگلي شمالي تنكابن را توامان دارد. مسير 80 كيلومتري جاده ی كوهستاني قزوين به الموت آغاز زيبايي‌هاي اين برنامه است.

جاده‌اي پرپيچ و خم كه تا روستاي «قسطين لار» اوج مي‌گيرد و از آن‌جا تا رجايي دشت و كرانه ی رودخانه ی شاهرود سرازير مي‌شود. پس از عبور از پل رودخانه مجددا جاده تا انتها به سمت بالا شيب مي‌گيرد.

در سراسر حاشيه ی جاده ی الموت غير از نقاط اوج آن ف تك‌درخت‌هاي زيبايي كه تاب كم آبي تپه‌هاي بلند را آورده‌اند به چشم مي‌خورد.

پس از عبور حدود 80 كيلومتر جاده ی آسفالت، به معلم كلايه مي‌رسيم كه روستايي است بسان شهري كوچك با امكاناتي چون بانك و پمپ‌بنزين و نيز قهوه‌خانه‌اي كه براي يك استراحت كوتاه و رفع خستگي راه پنج ساعته از تهران تا آن‌جا بسيار مناسب است.

براي رسيدن به روستاي «هنيز» چاره‌اي جز كرايه ی يك اتومبيل شاسي بلند، جيپ يا وانت نيسان،نيست كه ساعتي‌را هم بايد در آن سپري كنيم تا جاده ی بسيار باريك و نيز خاكي آخر آن به اتمام برسد و روستاي دور افتاده ی هنيز نمايان شود. روستايي كه به نظر مي‌رسد در اغلب روزهاي زمستان ارتباطش با مركز دهستان قطع مي‌شود. از روستا تا قله اگر حمل بار را بر عهده ی استرهاي محلي بگذاريم حدود شش ساعت كوهپيمايي خواهيم داشت. چند چشمه ی جوشان و پرآب مسير را در بر گرفته است و پناهگاهي در حاشيه ی يال آخر و مجاور يكي از همين چشمه‌ها (كه مكان بسيار ضروري و مناسبي براي صعودهاي زمستاني است) وجود دارد. هر چه قدر صعود تابستاني سيالان دل‌انگيز و آسوده است، صعود زمستاني آن به جهت برف و كولاك‌هاي سنگين، صعودي فني و خطرناك است.

وقتي به بالاي يال نهايي مي‌رسيم، درست در غرب قله قرار داريم كه بايد به سوي قله حركت كنيم و تقريبا با دور زدن قله آن را از شرق صعود مي‌كنيم. براي فرود به سمت شمال هم مجددا بايد به ابتداي همان يال نهايي بازگرديم و سوي شمال فرود آييم.

اندكي كه از بلندي يال به سوي پايين سرازير مي‌شويم به يخچال دايمي مي‌رسيم كه در روزهاي پاياني شهريور هم هنوز برف‌هاي سياه شده‌اي را در خود جاي داده‌اند و اندكي پايين‌تر، به سياه‌چادرهاي چوپانان صحراگرد مي‌رسيم كه محل مناسبي براي اتراق شبانه و نوشيدن شير تازهء گوسفندي است. دارو و كنسرو سبزيجات هديهء مناسبي براي آن‌هاست. تا ميانه‌هاي صبح روز بعد هم هنوز جلوه‌اي از جنگل‌هاي شمال ظاهر نشده كه ميان مه شديدي مسير پاكوب شده سوي پايين مي‌رويم. در آستانهء ظهر و با افزايش دماي هوا و فروكش كردن مه غليظ ناگهان جنگل و سبزي بسيار زيباي شمالي نمايان مي‌شود.
مسير فرود بسيار طولاني‌تر از مسير صعود به نظر مي‌رسد. هم به جهت فشاري كه به زانوها مي‌آيد، هم اين‌كه واقعا مسير طولاني‌تري را بايد طي كنيم تا به آبادي برسيم.

پيش از رسيدن به آبادي ييلاقي عسل محله به دشت بسيار زيباي درياسر مي‌رسيم كه تركيبي از جغرافياي كوهستاني و مرطوب كرانه‌اي است. دشتي سبز و زيبا كه اوايل فصل تابستان مملو از گل‌هاي زرد مي‌شود و محل مناسبي براي چراي فصلي احشام دامداران است و هر كدام از آن‌ها كلبهء كوچك چوبي اي براي گذران تابستان خود در اين منطقه ساخته‌اند.پس از پياده‌روي يك‌ساعته در اين دشت به روستاي ييلاقي عسل محله مي‌رسيم كه بسيار متفاوت با روستاي هنيز در آن سوي كوه است. هرچه آن‌جا دور افتاده و عاري از امكانات مدرن و حتي داروي ساده‌اي چون آسپرين است، اين سوي كوه مملو است از ويلاهاي ييلاقي بسيار كه در هر كدام اتومبيل نسبتائ گراني پارك شده و ديگر رنگ و بوي روستايي خود را از دست داده است.از اين روستا تا رسيدن به جادهء آسفالت، حدود سه ساعت پياده‌روي داريم كه طي آن با اتومبيل كم‌تر از نيم ساعت زمان مي‌برد. از آن‌جا هم تا شهر تنكابن حدود نيم ساعت ديگر راه است. كل اين منطقه با روستاهاي بسيار در امتداد درهء دو هزار تنكابن قرار گرفته كه خود منطقه‌اي زيبا براي اتراق و شب‌ماني است و پس از آن سفر تمام مي‌شود و تنها خاطره و تجربه ی يك صعود رويايي را با خود خواهيم داشت.

  
نویسنده : رامیز تقوی ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٤
تگ ها :
comment نظرات ()