ايذه و آبشار شيوند

خوب، اول از هر چيز، ايذه کجاست؟ چون حوصله ندارم نقشه پيدا کنم، زحمت‌اش به گردن خودتان! اما تقريباً اصفهان، شهرکرد، ايذه و اهواز روی يک خط مستقيم قرار دارند. روی همين خط مستقيم به طول واحد با اهواز و اصفهان در دو سر پاره‌خط، ايذه حدوداً در چهار دهم‌ای از اهواز قرار دارد. در شمال شرقی استان خوزستان.
ايذه، قشلاق ايل بختياری بوده و هنوز هم با اين که تعداد زيادی‌شان يک‌جا نشين شده‌اند، قشلاق عشاير است. ييلاق‌شان هم شهرکرد بوده است.
سفر ما، يعنی و من و بابام، به اين ترتيب بود که شب يک‌‌شنبه با اتوبوس ساعت ده شب رفتيم شهرکرد. صبح، حدود شش-شش و نيم شهرکرد بوديم. شهرکرد را اصلاً نگشتيم و ساعت هفت و ربع، با سواری حرکت کرديم به سمت ايذه. مسير، شهرکرد، شلمزار، دوپلان، دهدز، ايذه بود.

 هوا ابری بود، هم اين که يک قسمت‌اش را خواب بودم، چون در اتوبوس نمی‌توانم بخوابم و حساب‌ای به فنا می‌روم! ولی کلاً اين جاده بسيار زيبا است. مخصوصاً يک قسمت‌ای که چندين ماندآب بود. آخرين‌شان، منظره‌ی بسيار خوب‌ای به وجود می‌آورد که هنوز بسيار حسرت می‌خورم که عکس نگرفتم، دشت سبز و اين ماندآب ميان‌اش، روبه‌روی‌اش کوه و پشت اين کوه، کوه‌ای بلندتر که برف‌های سرش هم آب نشده بود.
طول مسير، دره‌ها و رود درون‌شان، با پوشش جنگل‌های زاگرسی و جاده‌ای که اين ميان پيچ و تاب می‌خورد. اولين جايی که توقف کرديم، پس از دهدز بود که من از چند نفر شنيده بودم پشت درياچه‌ی سد کارون سه، دشت‌ای پر از گل است، دست نخورده و بکر، و روستاهايی که حتی برق هم ندارند و بايد با قايق بروی. يکی از دلايل اصلی اين مسافرت‌ام هم همين بود، به عشق بهشت گم‌شده‌ی ايران، به قول آن دوستان. جاده‌ی قديم، الآن رفته زير آبِ درياچه‌ی سد کارون سه:

1.jpg
عکس 1: جاده‌ی قديم‌ای دهدز-ايذه که الآن نبايد بدون قايق ادامه‌اش داد! آن هم کلاه من است به همراه بابام D:

اصولاً آب وقت‌ای می‌آيد، يک چيزهايی می‌روند زيرش، مثلاً درخت‌ها:

2.jpg
عکس 2: درخت‌ای که غرق شد. اين درخت..قالاق قالاق…..

از اين جا، در مورد آن دشت و بهشت گم‌شده، سوال کرديم که هيچ کس نمی‌دانست. روستاهايی بودند که برق نداشته باشند و مسيرشان هم رفته باشد زير آب ولی منطقه مشخصاً کوه و دره بود و نه دشت. خلاصه حسابی خورد تو حال‌امان. اما تصميم گرفتيم حداقل با قايق برويم يکی از اين روستاها. البته بايد تأکيد کنم که اين يکی از مزايای آمدن پدرم بود. اگر خودم بودم، هيچ وقت پول بابت اين چيزها نمی‌دادم! در طول مسير هم که با قايق چيزی حدود چهل و پنج دقيقه طول کشيد هيچ اثری از دشت نبود. مناظر مانند زير بودند:

3.jpg
عکس3: روی درياچه‌ی سد کارون سه

با قايق رفتيم تا روستايی به نام شی‌وند. می‌دانستم که در شی‌وند نقش برجسته‌ای از دوران اليمايی وجود دارد. اليمايی‌ها هم‌زمان اشکانيان بوده‌اند و حاکمان منطقه‌ای اين قسمت بوده‌اند. پياده شديم و تا شی‌وند را پياده رفتيم. مردم‌شان هم بسيار مهربان بودند. همين جا يک موضوع کمی تا قسمت‌ای فرعی را بنويسم. در شی‌وند يکی از قشنگ‌ترين دختران اين سفر را ديدم! اصولاً در ميان بختياری‌ها، دخترهای قشنگ می‌ديدی، ولی خيلی هم زياد نبودند. اين يکی واقعاً خوب بود. حيف که نمی‌شد عکس گرفت! از چند نفری پرسيديم که نقش برجسته کجاست و معلوم شد چندان هم نزديک نيست. بابا که کمی هم خسته شده بود در روستا ماند و من با جهان‌بخش کيانی، که پسری بيست و دو ساله و از عشاير ساکن شی‌وند بود با موتورش رفتيم بالا. تا آخر روستا که به رودی می‌خورد را با موتور رفتيم و بقيه را پياده تا رسيديم به آبشار شی‌وند:

4.jpg
عکس 4: آبشار شی‌وند با آب‌ای گوارا از چشمه‌های زاگرس
5.jpg
عکس 5: نمايی ديگر از آبشار شی‌وند با همان آب گوارا از همان چشمه‌ها!

البته نه من (مشخصاً) و نه جهان‌بخش جای نقش برجسته را بلد نبوديم! شانس آورديم و چند پسر چوپان آن‌جا بودند که بلد بودند. نقش همان طور که گفتم مربوط به دوران اليمايی است، که طرح چند نفر است که دارند يک کاری می‌کنند که من نمی‌فهمم. دکتر مهرکيان که اين نقش را در سال شصت و پنج خورشيدی کشف کرده، گفته که “پيکرده‌ای لميده بر ارابه” در آن است که من اين را نمی‌بينم. دو ورزو (گاو کوهان‌دار) که يکی پشت ديگری است و کم‌ای دقت نياز دارد، به همراه احتمالاً کاهن‌ای. احتمالاً نمايان‌گر يک مراسم آئينی است. يک پيکره‌ی کوچک‌تر از کاهن هم در پايين سمت راست وجود دارد که آن را هم متوجه نمی‌شوم. به نظر من آن چند پيکره‌ی بالای نقش، دارند ساز می‌زنند. به هر صورت، خودتان قضاوت کنيد که دارند چه کار می‌کنند:

6.jpg
عکس 6: نقش برجسته‌ی شی‌وند.

فکر کنم در عکس پايين، ارابه يا چنين چيزی، مشخص باشد:

7.jpg
عکس 7: نقش برجسته‌ی شی‌وند، نمای اين طرفی، از اون کنار
 

آبشار شیوند واقع در دامنه کوه منگشت ودرجنوب

شرقی شهرستان ایذه یکی از جلوه های زیبای

 طبیعت خوزستان است که به دلیل تاسیس سد

کارون سه و بوجود آمدن دریاچه پشت سدمهجور

مانده است .مشخصات این آبشار زیبا۱۹  ۳۷  ۳۱

شمالی و ۲۴   ۱۲  ۵۰ شرقی میباشد .باغهای زیبا

و آب گوارا و مردم خونگرم و مهربان و مناظر زیبا

منتظر شما می باشند 

/ 2 نظر / 49 بازدید
خوشمل

رامیز دایی رو دیدی؟ezelo میگم واااااااااای چقده زشت و zepertiiiiiiو بی ریخت تشریف داری[سبز] [شیطان][قهقهه]

لاله

سلام.ممنون از اطلاعاتی که دادی. ولی نگفتی چه موقعی از سال میشه اونجا رفت. راستی بابت از دست دادن شهرکرد برات بسیار متاسفم -البته اگه قبلا ندیدیش-